على بن ابراهيم از پدرش از سعد از امام على بن موسى الرضا عليه السلام نقل مى كند كه فرمود: اى سعد! ما نزد شما قبرى داريم! عرض كردم فدايت شوم, قبرفاطمه دختر امام موسى عليهما السلام را مى فرمايى؟ فرمود: آرى, هر كه او را با معرفت زيارت كند بهشت سزوار اوست. هرگاه (به حرم مشرف شده و) قبر را ديدى بالاى سر (حضرت) رو به قبله بايست و سى و چهار مرته (الله اكبر) و سى و سه مرتبه (سبحان الله) و سى و سه مرتبه (الحمد الله) بگو, سپس بگو:(1) السلام على آدم صفوه الله, السلام على نوح نبى الله السلام على ابراهيم خليل الله, السلام على موسى كليم الله, السلام على عيسى روح الله. السلام عليك يا رسول الله, السلام عليك يا خير خلق الله, السلام عليك يا صفى الله, السلام عليك يا محمد بن عبد الله خاتم النبيين,السلام عليك يااميرالمومنين على بن ابى طالب وصى رسول الله, السلام عليك يا فاطمه سيد نساء العالمين, السلام عليكما يا سبطى نبى الرحمه وسيدى شباب اهل الجنه, السلام عليك يا على بن الحسين سيد العابدين وقره عين الناظرين, السلام عليك يا محمد بن على باقر العلم بعد النبى, السلام عليك يا جعفر بن محمد الصادق البار الامين, السلام عليك يا موسى بن جعفر الطاهر الطهر, السلام عليك يا على بن موسى الرضا المرتضى, السلام عليك يا محمد بن على التقى, السلام عليك يا على بن محمد النقى الناصح الامين, السلام عليك يا حسن بن على, السلام على الوصى من بعده اللهم صل على نورك وسراجك وولى وليك ووصى وصيك وحجتك على خلقك. السلام عليك يا بنت رسول الله, السلام عليك يا بنت فاطمه و خديجه, السلام عليك يا بنت امير المومنين, السلام عليك يا بنت الحسن والحسين, السلام عليك يا بنت ولى الله, السلام عليك يا اخت ولى الله, السلام عليك يا عمه ولى الله, السلام عليك يا بنت موسى بن جعفر ورحمه الله وبركاته. السلام عليك, عرف الله بيننا و بينكم فى الجنه وحشرنا فى زمرتكم واوردناحوض نبيكم وسقانا بكاس جدكم من يد على بن ابى طالب صلوات الله عليكم. اسئل الله ان يرينا فيكم السرور والفرج وان يجمعنا واياكم فى زمره جدكم محمد صلى الله عليه وآله وان لايسلبنا معرفتكم انه ولى قدير. اتقرب الى الله بحبكم والبرائه من اعدائكم والتسليم الى الله, راضيا" به غير منكر ولامستكبر, وعلى يقين ما اتى به محمد وبه راض, نطلب بذلك وجهك يا سيدى اللهم ورضاك والدار الاخره. يا فاطمه اشفعى لى فى الجنه, فان لك عند الله شانا" من الشان. اللهم انى اسئلك ان تختم لى بالسعاده, فلا تسلب منى ما انا فيه,ولاحول ولاقوه الا بالله العلى العظيم. اللهم استجب لنا وتقبله بكرمك وعزتك وبرحمتك وعافيتك. وصلى الله على محمد وآله اجمعين وسلم تسليما" يا ارحم الراحمين.(بحارالانوار, ج 102, ص 266, ب 1, ح 4)  

     
 

چهارشنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸٩


سایت حرم مطهر حضرت معصومه (س)

شهر قم
حضرت معصومه (س)
زیارت
پخش زنده
حرم مطهر
کرامات معصومیه
نگارخانه معصومه
قطعات ادبى
دل گویه
هدایا و نذورات
گالرى تصاویر
عکس یادگارى
فیلم
تابلوى اعلانات
دروس حوزوى
نوارخانه
تالار گفتگو
مسابقه
خدمات
لینکستان
نظرسنجى
ارتباط با ما
Haram.masoumeh.com
مريم کيانی بيدگلی

سه‌شنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸٩


بیانات امام خامنه ای درباره عنصر جهاد، مبارزه و قیام امام صادق(ع)

رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون عنصر جهاد، مبارزه و قیام در زندگی ائمه اطهار علیهم‌السلام تاکنون بیاناتی داشته‌اند که متن بیانات ایشان درباره دوران امام صادق(ع) منتشر شده است.

به گزارش آینده روشن، متن این بیانات که امام خامنه‌ای در سال‌های ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ ایراد فرموده‌اند، به این شرح است:

حرکت تشکیلاتی
امام صادق(ع) مرد مبارزه بود، مرد علم و دانش بود و مرد تشکیلات بود. مرد علم و دانش بودنش را همه شنیده‌اید. محفل درس امام صادق(ع) و میدان آموزشی که آن بزرگوار به وجود آورد، هم قبل از او و هم بعد از او در تاریخ زندگی امامان شیعه بی‌نظیر بود. همه‌ی حرفهای درست اسلام و مفاهیم اصیل قرآن که در طول یک قرن و اندی به وسیله‌ی مغرضان و مفسدان یا جاهلان تحریف شده بود، همه‌ی آنها را امام صادق(ع) به شکل درست بیان کرد.

اما مرد مبارزه بودنش را کمتر شنیده‌اید. امام صادق(ع) مشغول یک مبارزه‌ی دامنه‌دار و پیگیر بود. مبارزه برای قبضه کردن حکومت و قدرت و به وجود آوردن حکومت اسلامی و علوی. یعنی امام صادق(ع) زمینه را آماده می‌کرد تا بنی‌امیه را از بین ببرد و به جای آنها حکومت علوی را که همان حکومت راستین اسلامی است بر سر کار بیاورد. اما آن بعد سوم را که اصلاً نشنیده‌اید، مرد تشکیلات بودن امام صادق(ع) است که یک تشکیلات عظیمی از مؤمنان خود از طرفداران جریان حکومت علوی در سراسر عالم اسلام از اقصای خراسان و ماوراءالنهر تا شمال آفریقا به وجود آورده بود. تشکیلات یعنی چه؟ یعنی این که وقتی امام صادق(ع) اراده می‌کند آن چه را که او می‌خواهد بدانند، نمایندگان او در سراسر آفاق عالم اسلام به مردم می‌گویند تا بدانند. یعنی از همه جا وجوهات و بودجه برای اداره‌ی مبارزه‌ سیاسی عظیم آل علی جمع کنند. یعنی وکلا و نمایندگان او در همه‌ شهرها باشند که پیروان امام صادق(ع) به آنها مراجعه کنند و تکلیف دینی و همچنین تکلیف سیاسی خود را از آن حضرت بپرسند.

تکلیف سیاسی هم مثل تکلیف دینی واجب‌الاجرا است. امام صادق(ع) یک چنین تشکیلات عظیمی را به وجود آورده بود و با این تشکیلات و به کمک مردمی که در این تشکیلات بودند با دستگاه بنیامیه مبارزه می‌کرد. در هنگامی‌که پیروزی او بر بنیامیه حتمی بود، بنی‌عباس به عنوان یک جریان مزاحم و فرصت‌طلب آمدند، میدان را گرفتند و بعد از آن امام صادق(ع) هم با بنی‌امیه و هم با بنی‌عباس مبارزه کرد. ۱۴ /۶ /۱۳۵۹


شبکه گسترده تبلیغاتی
وقتى امام باقر(ع) از دنیا می‌رود بر اثر فعالیت‌های بسیارى که در طول این مدت خود امام باقر(ع) و امام سجاد(ع) انجام داده بودند اوضاع و احوال به سود خاندان پیغمبر(ص) بسیار تغییر کرد؛ نقشه‌ى امام صادق(ع) این بود، که بعد از رحلت امام باقر(ع) کارها را جمع و جور کند، یک قیام علنى به راه بیندازد و حکومت بنی‌امیه را -که هر روزى یک دولتى عوض می‌شد و حاکى از نهایت ضعف دستگاه بنی‌امیه بود- واژگون کند و از خراسان و رى و اصفهان و عراق و حجاز و مصر و مراکش و همه‌ى مناطق مسلمان‌نشین که در همه‌ این مناطق شبکه‌ حزبى امام صادق(ع) -یعنى شیعه، شیعه یعنى شبکه‌ حزبى امام صادق(ع)- شبکه‌ امام صادق(ع) همه جا گسترده بود، از همه‌ آنها نیرو بیاید مدینه و امام لشکرکشى کند به شام، حکومت شام را ساقط کند و خودش پرچم خلافت را بلند کند و بیاید مدینه و حکومت پیغمبر(ص) را به راه بیندازد؛ این نقشه‌ى امام صادق بود. لذا وقتى که در خدمت امام باقر(ع) در روزهاى آخر عمرش صحبت می‌شود و سؤال می‌شود که قائم آل محمد کیست، حضرت یک نگاهى می‌کنند به امام صادق(ع) می‌گویند که گویا می‌بینم که قائم آل محمد این است. البته می‌دانید که قائم آل محمد یک اسم عام است، اسم خاص نیست، اسم ولی‌عصر صلوات‌اللَّه‌علیه نیست. حضرت ولی‌عصر صلوات‌اللَّه‌علیه قائم نهایى آل محمد است، اما همه‌ کسانى که از آل محمد(ص) در طول زمان قیام کردند -چه پیروزى به دست آورده باشند چه نیاورده باشند- اینها قائم آل محمدند و این روایاتى که می‌گوید وقتى قائم ما قیام کند این کارها را می‌کند، این کارها را می‌کند، این رفاه را ایجاد می‌کند، این عدل را می‌گستراند، منظور حضرت ولی‌عصر(عج) نبود آن روز، منظور این بود که آن شخصى از آل محمد که بناست حکومت حق و عدل را به وجود بیاورد، او وقتى که قیام بکند این کارها را خواهد کرد و این درست هم بود.

کار پنهانی و تشکیلاتی به‌طور معمول در صورتی‌که با اصول درست پنهان‌کاری همراه باشد، باید همواره پنهان بماند. آن روز مخفی بوده، بعد از آن نیز مخفی می‌ماند و رازداری و کتمان صاحبانش نمی‌گذارد پای نامحرمی بدانجا برسد. هرگاه آن کار به ثمر برسد و گردانندگان و عاملانش بتوانند قدرت را در دست گیرند، خود، دقایق کار پنهان خود را برملا خواهند کرد. به همین جهت است که اکنون بسیاری از ریزهکاری‌ها و حتی فرمان‌های خصوصی و تماس‌های محرمانه‌ی سران بنی‌عباس با پیروان افراد تشکیلاتشان در دوران دعوت عباسی در تاریخ ثبت است و همه از آن آگاهند.

بی‌گمان اگر نهضت علوی نیز به ثمر می‌رسید و قدرت و حکومت در اختیار امامان شیعه یا عناصر برگزیده‌ی آنان در می‌آمد، ما امروز از همه‌ی رازهای سربه‌مهر دعوت علوی و تشکیلات همه‌جاگسترده و بسیار محرمانه‌ی آن مطلع می‌بودیم.

تنها راهی که می‌تواند ما را با خط کلی زندگی امام(ع) آشنا سازد، آن است که نمودارهای مهم زندگی آن حضرت را در لابه‌لای این ابهام‌ها یافته، به کمک آنچه از اصول کلی تفکر و اخلاق آن حضرت می‌شناسیم، خطوط اصلی زندگینامه‌ی امام را ترسیم کنیم و آنگاه برای تعیین خصوصیات و دقایق، در انتظار قرائن و دلایل پراکنده‌ تاریخی و نیز قرائنی به‌جز تاریخ بمانیم.

نمودارهای مهم و برجسته در زندگی امام صادق(ع) بدین شرح می‌باشد:
۱. تبیین وتبلیغ مسأله‌ امامت.
۲. تبلیغ و بیان احکام دین به شیوه‌ فقه شیعی و نیز تفسیر قرآن به روال بینش شیعی.
۳. وجود تشکیلات پنهانی ایدئولوژیک–سیاسی.

تبیین و تبلیغ مساله امامت
امام صادق(ع) نیز مانند دیگر امامان شیعه، محور برجسته‌ دعوتش را موضوع «امامت» تشکیل می‌داده است. برای اثبات این واقعیت تاریخی، قاطع ترین مدرک، روایات فراوانی است که ادعای امامت را از زبان امام صادق(ع) به روشنی و با صراحت تمام نقل می‌کند. امام(ع) در هنگام اشاعه و تبلیغ این مطلب، خود را در مرحله‌ای از مبارزه می‌دیده است که می‌بایست به طور مستقیم و صریح، حکام زمان را نفی کند و خویشتن را به عنوان صاحب حق واقعی ولایت و امامت به مردم معرفی نماید؛ و قاعدتاً این عمل فقط هنگامی صورت می‌گیرد که همه‌ی مراحل قبلی مبارزه با موفقیت انجام گرفته، آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی در قشر وسیعی پدید آمده، آمادگی‌های بالقوه در همه‌جا احساس شده، زمینه‌های ایدئولوژیک در جمع قابل توجهی ایجاد گردیده، لزوم حکومت حق و عدل برای جمعی کثیر به ثبوت رسیده و بالاخره رهبر تصمیم راسخ خود را برای مبارزه‌ا‌ی نهایی گرفته است. بدون این همه، مطرح کردن نام یک شخص معین به عنوان امام و زمامدار محق جامعه، کاری عجولانه و بی‌فایده خواهد بود.

نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که امام(ع) در مواردی به این بسنده نمی‌کند که امامت را برای خویش اثبات کند؛ بلکه همراه نام خود، نام امامان بحق و اسلاف پیشین خود را نیز یاد می‌کند و در حقیقت سلسله‌ی امامت اهل بیت علیهم‌السلام را متصل و جدایی‌ناپذیر مطرح می‌سازد. این عمل با توجه به اینکه تفکر شیعی، همه زمامداران نابحق گذشته را محکوم کرده و آنان را «طاغوت» بهشمار می آورده، می تواند اشاره به پیوستگی جهاد شیعیان این زمان به زمان های گذشته نیز باشد. در واقع امام صادق(ع) با این بیان، امامت خود را یک نتیجه‌ قهری که بر امامت گذشتگان مترتب است، می‌شمارد و آن را از حالت بی‌سابقه و بی‌ریشه و پایه بودن؛ بیرون می‌آورد و سلسله‌ خود را از کانالی مطمئن و تردیدناپذیر به پیامبر بزرگوار(ص) متصل می‌کند.

روایت «عمروبن‌ابی‌المقدام» منظره شگفت‌آوری را ترسیم می‌کند: روز نهم ذیحجه روز عرفه است. محشری از خلایق در عرفات برای ادای مراسم خاص آن روز گردآمده‌اند و نمایندگان طبیعی مردم سراسر مناطق مسلمان‌نشین، از اقصای خراسان تا ساحل مدیترانه، جمع شده‌اند. یک کلمه حرف به‌جا در اینجا می‌تواند کار گسترده‌ترین شبکه‌ی وسایل ارتباط‌جمعی را در آن زمان بکند. امام، خود را به این جمع رسانده است و پیامی دارد. می‌گوید: دیدم امام در میان مردم ایستاد و با صدای هر چه بلندتر – با فریادی که باید در همه‌جا و در همه‌ی گوش‌ها طنین بی‌افکند و به‌وسیله‌ی شنوندگان به سراسر دنیای اسلام پخش شود- پیام خود را سه مرتبه گفت. روی را به طرف دیگری گرداند و سه مرتبه همان سخن را ادا کرد. باز روی را به سمتی دیگر گرداند و باز همان فریاد و همان پیام. و بدین ترتیب امام دوازده مرتبه سخن خود را تکرار کرد. این پیام با این عبارات ادا می‌شد: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ رَسُولَ اللهِ (ص) کَانَ الْإِمَامَ- ثُمَّ کَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (ع) ثُمَّ الْحَسَنُ(ع) ثُمَّ الْحُسَیْنُ(ع)- ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ(ع) ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ(ع) ثُمَّ ... »۱

حدیث دیگر از ابی‌الصباح‌کنانی است که در آن، امام صادق(ع) خود و دیگر امامان شیعه را چنین توصیف می‌کند: «ما کسانی هستیم که خدا اطاعت ما را بر مردم لازم ساخته است. انفال و صفوالمال در اختیار ماست».

صفوالمال، اموال گزیده‌ای است که طواغیت گردنکش به خود اختصاص داده و دست‌های مستحق را از آن بریده بودند و هنگامی‌که این اموال مغصوب، با پیروزی سلحشوران مسلمان از تصرف ستمگران مغلوب خارج می‌شود، مانند دیگر غنایم تقسیم نمی‌شود تا در اختیار یک نفر قرار گیرد و به او حشمتی کاذب و تفاخری دروغین ببخشد، بلکه به حاکم اسلامی سپرده می‌شود و او از آنها در جهت مصالح عموم مسلمانان استفاده می‌کند. امام در این روایت، خود را اختیاردار صفوالمال و نیز انفال - که آن نیز مربوط به امام است - معرفی می‌کند و با این بیان، به روشنی می‌رساند که امروز حاکم جامعه‌ی اسلامی اوست و این همه باید به دست او و در اختیار او باشد و به نظر او در مصارف درستش به کار رود.

امام(ع) در حدیثی دیگر، امامان گذشته را یک‌یک نام می‌برد و به امامت آنان و اینکه اطاعت از فرمانشان واجب و حتمی است، شهادت می‌دهد و چون به نام خود می‌رسد، سکوت می‌کند. شنوندگان سخن امام به خوبی می‌دانند که پس از امام باقر(ع) میراث علم و حکومت در اختیار امام صادق(ع) است. و بدین ترتیب، هم حق فرمانروایی خود را مطرح می‌سازد و هم با لحن استدلال‌گونه، ارتباط و اتصال خود را به نیای والامقامش علی‌بن‌ابیطالب(ع) بیان می‌کند. در ابواب «کتاب الحجه» از کافی و نیز در جلد ۴۷ بحارالانوار از اینگونه حدیث که به صراحت یا به کنایه، سخن از ادعای امامت و دعوت به آن است، فراوان می‌توان یافت.

مدرک قاطع دیگر، شواهدی است که از شبکه گسترده‌ تبلیغاتی امام در سراسر کشور اسلامی یاد می‌کند و بودن چنین شبکه‌ای را مسلم می‌سازد. این شواهد، چندان فراوان و مدلل است که اگر حتی یک حدیث صریح هم وجود نمی‌داشت، خدشه‌ای بر حتمیت موضوع وارد نمی‌آمد. مطالعه‌گر زندگینامه‌ مدون ائمه علیهم‌ا‌لسلام از خود می‌پرسد: آیا امامان شیعه در اواخر دوران بنی‌امیه، داعیان و مبلغانی در اطراف و اکناف کشور اسلامی نداشتند که امامت آنان را تبلیغ کنند و از مردم قول اطاعت و حمایت برای آنان بگیرند؟ پس در این صورت، نشانه‌های این پیوستگی تشکیلاتی که در ارتباطات مالی و فکری میان ائمه و شیعه به وضوح دیده می‌شود، چگونه قابل توجیه است؟ این حمل وجوه و اموال از اطراف عالم به مدینه؟ این همه پرسش از مسایل دینی؟ این دعوت همه‌جاگستر به تشیع؟ و آنگاه این وجهه و محبوبیت بینظیر آل‌علی(ع) در بخش‌های مهمی از کشور اسلامی؟ و این خیل انبوه محدثان و راویان خراسانی و سیستانی و کوفی و بصری و یمانی و مصری در گرد امام؟ کدام دست مقتدر، این همه را به وجود آورده بود؟ آیا میتوان تصادف یا پیشامدهای خودبه‌خودی را عامل این پدیده‌های متناسب و مرتبط به هم دانست؟

با این همه تبلیغات مخالف که از طرف بلندگوهای رژیم خلافت اموی بی‌استثنا در همه‌جا انجام می‌گرفت و حتی نام علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) به عنوان محکوم‌ترین چهره‌ اسلام، در منابر و خطابه‌ها یاد می‌شد، آیا بدون وجود یک شبکه‌ تبلیغاتی قوی ممکن است آل‌علی(ع) در نقاطی چنان دوردست و ناآشنا، چنین محبوب و پرجاذبه باشند که کسانی محض دیدار و استفاده از آنان و نیز عرضه کردن دوستی و پیوند خود با آنان، راه های دراز را بپیمایند و به حجاز و مدینه روی آورند؛ دانش دین را که بنا بر عقیده‌ شیعه، همچون سیاست و حکومت است، از آنان فراگیرند و در موارد متعددی بی‌صبرانه اقدام به جنبش نظامی -و به زبان روایات، قیام و خروج- را ازآنان بخواهند؟ اگر تسلیحات شیعه فقط در جهت اثبات علم و زهد ائمه علیهم‌السلام بود، درخواست قیام نظامی چه معنایی می‌توانست داشته باشد؟ ممکن است سؤال شود اگر به‌راستی چنین شبکه‌ تبلیغاتی وسیع و کارآمدی وجود داشته، چرا نامی از آن در تاریخ نیست و صراحتاً ماجرایی ازآن نقل نشده است؟ پاسخ به‌طور خلاصه آن است که دلیل این بی‌نشانی را نخست در پایبندی وسواس‌آمیز یاران امام به اصل معتبر و مترقی «تقیه» باید جست که هر بیگانه‌ای را از نفوذ در تشکیلات امام مانع می‌شد، و سپس در ناکام ماندن جهاد شیعه در آن مرحله و به قدرت نرسیدن آنان، که این معلول عواملی چند است. اگر بنی‌عباس نیز به قدرت نمی‌رسیدند، بیگمان تلاش و فعالیت پنهانی آنان و خاطرات تلخ و شیرینی که از فعالیت های تبلیغاتی داشتند، در سینه‌ها می‌ماند و کسی از آن خبر نمی‌یافت و در تاریخ نیز ثبت نمی‌شد.

تبلیغ و بیان احکام دین به شیوه فقه شیعی و نیز تفسیر قرآن به روال بینش شیعی
این نیز یک خط روشن در زندگی امام صادق(ع) است. به شکلی متمایزتر و صریح‌تر و صحیح‌تر از آنچه در زندگی دیگر امامان می‌توان دید؛ تا آنجا که فقه شیعه «فقه جعفری» نام گرفته است و تا آنجا که همه‌ی کسانی که فعالیت سیاسی امام را نادیده گرفته‌اند، بر این سخن هم‌داستان هستند که امام صادق(ع) وسیع‌ترین- یا یکی از وسیع‌ترین- حوزه‌های علمی و فقهی زمان خود را دارا بوده است.

مقدمتاً باید دانست که دستگاه خلافت در اسلام، از این جهت با همه‌ی دستگاه‌های دیگر حکومت متفاوت است که این فقط یک تشکیلات سیاسی نیست؛ بلکه یک رهبری سیاسی- مذهبی است. نام و لقب «خلیفه» برای حاکم اسلامی، نشاندهنده‌ی همین حقیقت است که وی بیش از یک رهبر سیاسی است؛ جانشین پیامبر(ص) است و پیامبر(ص)، آورنده‌ی یک دین و آموزنده‌ اخلاق و البته در عین حال حاکم و رهبر سیاسی است. پس خلیفه در اسلام، به‌جز سیاست، متکفل امور دینی مردم و پیشوای مذهبی آنان نیز هست.

با این آگاهی، به‌وضوح می توان دانست که فقه جعفری در برابر فقه فقیهان رسمی روزگار امام صادق(ع) فقط یک اختلاف عقیده‌ دینی ساده نبود؛ بلکه در عین حال دو مضمون متعرضانه را نیز با خود حمل می‌کرد: نخست و مهم تر، اثبات بی‌نصیبی دستگاه حکومت از آگاهی دینی و ناتوانی آن از اداره‌ امور فکری مردم و دیگر، مشخص ساختن موارد تحریف در فقه رسمی که ناشی از مصلحت‌اندیشی فقها در بیان احکام فقهی و ملاحظه‌کاری آنان در برابر تحکم و خواست قدرت های حاکم است.

امام صادق(ع) با گستردن بساط علمی و بیان فقه و معارف اسلامی و تفسیر قرآن به شیوه‌ای غیر شیوه‌ی عالمان وابسته به حکومت، عملاً به معارضه‌ با آن دستگاه برخاسته بود. آن حضرت بدین وسیله تمام تشکیلات مذهبی و فقاهت رسمی را که یک ضلع مهم حکومت خلفا به شمار می‌آمد، تخطئه می‌کرد و دستگاه حکومت را از بعد مذهبی‌اش تهی‌دست می‌ساخت.

نخستین حکمرانان بنی‌عباس که خود در روزگار پیش از قدرت، سال‌ها در محیط مبارزاتی علوی و در کنار پیروان و یاران آل‌علی(ع) گذرانیده و به بسیاری از اسرار و چم و خم‌های کنار آنان بصیرت داشتند، نقش متعرضانه‌ این درس و بحث و حدیث و تفسیر را پیش از اسلاف اموی خود درک می‌کردند. گویا به همین خاطر بود که منصور عباسی در خلال درگیری‌های رذالت‌آمیزش با امام صادق(ع) مدت ها آن حضرت را از نشستن با مردم و آموزش دین به آنان، و نیز مردم را از رفت‌وآمد و سؤال از آن حضرت منع کرد؛ تا آنجا که به نقل از «مفضل‌بن‌عمر» - چهره‌ی درخشان و معروف شیعی - هرگاه مسأله‌ای در باب زناشویی و طلاق و امثال این‌ها برای کسی پیش می‌آمد، به آسانی نمی‌توانست به پاسخ آن حضرت دست یابد.

وجود تشکیلات پنهانی ایدئولوژیک-سیاسی به روال بینش شیعی
امام صادق(ع) در اواخر دوران بنی‌امیه، شبکه‌ تبلیغاتی وسیعی را که کار آن، اشاعه‌ امامت آل‌علی(ع) و تبیین درست مسأله‌ امامت بود، رهبری می‌کرد؛ شبکه‌ای که در بسیاری از نقاط دوردست کشور مسلمان، بویژه در نواحی عراق و خراسان، فعالیت‌های چشمگیر و ثمربخشی دربارهی مسأله‌ امامت عهده‌دار بود، ولی این تنها یک روی مسأله و بخش ناچیزی از آن است. موضوع تشکیلات پنهان در صحنه ای زندگی سیاسی امام صادق(ع) و نیز دیگر ائمه علیهم‌السلام، از جمله مهم‌ترین و شورانگیزترین و در عین حال مجهول‌ترین و ابهام‌آمیزترین فصول این زندگینامه‌ی پرماجراست.

برای اثبات وجود چنین سازمانی نمی‌توان و نمی‌باید در انتظار مدارک صریح بود. نباید توقع داشت که یکی از امامان یا یکی از یاران نزدیکش صراحتاً به وجود تشکیلات سیاسی - فکری شیعی اعتراف کرده باشد؛ این چیزی نیست که بتوان به آن اعتراف کرد. انتظار معقول آن است که اگر روزی هم دشمن به وجود تشکل پنهانی امام پی برد و از خود آن حضرت یا یکی از یارانش چیزی پرسید، او به‌کلی وجود چنین چیزی را انکار کند و گمان آن را یک سوءظن یا تهمت بخواند. این، خاصیت همیشگی کار مخفی است.

باید در پی قرائن و شواهد و بطون حوادث ظاهراً ساده‌ای بود که اگرچه نظر بیننده‌ی عادی را جلب نمی‌کند، ولی با دقت و تأمل، خبر از جریان‌های پنهانی بسیاری می‌دهد. اگر با چنین نگرشی به سراسر دوران دو قرن و نیمی زندگی ائمه علیهم‌السلام نظر شود، وجود یک تشکیلات پنهان در خدمت و تحت فرمان ائمه علیهم‌السلام تقریباً مسلم می‌گردد. ۲۱ /۳ /۵۸

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه‌ای در پی‌نوشت این گزارش آورده است:
۱. بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۵۸
۲. کافی، ج ۱، ص ۱۸۶
۳. مفضل، یکی از یاران امام صادق (علیه‌السلام) بود.

مريم کيانی بيدگلی

شنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٩


اعلام فراخوان چهارمین جشنواره ملی فرهنگی ـ هنری کریمه اهل بیت(س)

 

گروه خبرنگاران افتخاری / سیدجعفر فاطمی‌نوش‌آبادی: فراخوان چهارمین جشنواره ملی فرهنگی ـ هنری کریمه اهل بیت(س) در بخش شعر، داستان‌نویسی، نقاشی، نقاشی خط، تصویرسازی، پوستر، خوشنویسی و عکس اعلام شد.

 

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) به نقل از روابط عمومی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم، چهارمین جشنواره ملی فرهنگی ـ هنری کریمه اهل بیت(س) به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم و با همکاری آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه (س)

امسال نیز همچون سال‌های گذشته با هدف معرفی و تشویق استعدادهای خلاق و آثار ارزشمند هنرمندان و فرهیختگان با موضوع کریمه اهل بیت (س) برپا می‌شود.

بنابر اعلام دبیرخانه دائمی این جشنواره علاقه‌مندان، هنرمندان و فرهیختگان تا 10مهرماه فرصت دارند که آثار خود را در دو بخش هنرهای تجسمی و ادبی به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.

در کنار این جشنواره، نمایشگاه آثار ارسالی هنرمندان و شرکت کنندگان در جشنواره از تاریخ 17مهرماه تا 24 مهر به مدت هشت روز برگزار خواهد شد.

دبیرخانه دائمی جشنواره فرهنگی هنری کریمه اهل بیت (س) در قم، خیابان ساحلی (لواسانی)، اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم واقع شده است و برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید با شماره تلفن 7712828- 0251 تماس بگیرید.


اطلاعات بیشتر در مورد جشنواره فرهنگی هنری کریمه اهل بیت (س) را اینجا ببینید!

 

مريم کيانی بيدگلی

پنجشنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٩


باور مهدوی در کلام رضوی

مژده به ظهور امام مهدی(ع) از همان سالهای آغازین ظهور اسلام آغاز شد و پیامبر گرامی اسلام(ص) در هر فرصت و مناسبتی که پیش می‏آمد مردم را به ظهور عدالت‏گستر موعود در آخرالزمان بشارت می‏دادند و آنها را از نسل و تبار، تولد وغیبت، ویژگیهای ظاهری، نشانه‏های ظهور، شاخصه‏های قیام رهایی‏بخش و مؤلفه‏های حکومت جهانی آن حضرت آگاه می‏ساختند. تا آنجا که امروز ما با صدها روایت که از طریق شیعه و اهل سنت از آن حضرت نقل شده مواجهه‏ایم.1
این سیر پس از رحلت نبی مکرم اسلام(ص) در میان اهل بیت طاهرین او(ع) استمرار یافت و هر یک از ایشان نیز در عصر خود تلاش کردند که باور مهدوی و فرهنگ انتظار را در میان امت اسلامی زنده و پویا نگهدارند و بدین طریق پیروان خود را در برابر هجوم مصائب، رنجها، دردها و بلاهای گوناگونی که از سوی حاکمان جور بر آنها روا داشته می‏شد، صبر و پایداری بخشند.
حرکت رو به گسترش معارف مهدوی در زمان امام باقر و امام صادق(ع) به اوج خود رسید و آن دو امام بزرگوار ضمن تبیین، تشریح، پالایش و پیرایش آموزه‏های اسلامی در زمینه‏های مختلف اعتقادی، اخلاقی و فقهی و تحکیم پایه‏های ایمانی پیروان خود، تلاش فراوانی برای توسعه و تعمیق اندیشه مهدوی و فرهنگ انتظار در میان شیعیان نمودند و با به جا گذاردن صدها روایت در این زمینه، این اندیشه و فرهنگ را تازگی و طراوت بیشتری بخشیدند.2
پس از این دو امام و پیش از امام حسن عسکری(ع) امامی که بیش از همه بر مواریث شیعی در زمینه باور مهدوی و فرهنگ انتظار افزود و گنجینه‏های گرانبهایی برای امت اسلام به یادگار گذاشت امام رضا(ع) است.
براساس پژوهش مؤلف محترم مسند الإمام رضا(ع)3 و تتبع پژوهشگران ارجمند مجموعه ارزشمند معجم أحادیث الإمام المهدی(ع)4 افزون بر 30 روایت از امام رضا(ع) در زمینه باور مهدوی و فرهنگ انتظار نقل شده که هر یک از آنها ما را با بعدی از ابعاد بیکران شخصیت امام مهدی(ع) و قیام رهایی‏بخش و عدالت‏گستر آن حضرت آگاه می‏سازد.
1. خالی نبودن زمین از حجتهای الهی
امام رضا(ع) در مواضع متعددی با تأکید بر اینکه زمین هیچگاه از حجت الهی و امام به حق خالی نمی‏ماند به طور غیر مستقیم موضوع امامت را تثبیت می‏کردند.
از جمله آن حضرت در پاسخ «سلیمان الجعفری» یا «سلیمان بن جعفر الحمیری» که می‏پرسد:
تخلو الأرض من حجة‏اللّه‏؟
آیا زمین از حجت خدا خالی می‏ماند؟
می‏فرماید:
لوخلت الأرض طرفة عین من حجة لساخت بأهلها.5
اگر زمین [به اندازه] یک چشم برهم زدن از حجت خالی بماند، ساکنانش را در خود می‏برد.
مضمون این روایت از سوی تعدادی دیگر از راویان با تغییرات جزیی در عبارت، نقل شده است.6
براساس این روایت تا آستانه قیامت زمین از امامی که حجت خداست خالی نخواهد ماند، هر چند که در مقاطعی از تاریخ این حجت الهی بنابر ضرورتهایی در غیبت به سر برد.
2. نام و نسب امام مهدی(ع)
با توجه به لزوم شناخت امام دوازدهم و لزوم جلوگیری از حیرت و سرگردانی شیعه در شناسایی منجی موعود، امام رضا(ع) در احادیث متعددی، گاه به نقل از پدران و اجداد طاهرینش تا رسول گرامی اسلام(ص) و گاه بدون نقل از ایشان به معرفی سلسله نسب آن امام می‏پرداختند.
از جمله در یکی از روایتهایی که امام رضا(ع) به واسطه پدران بزرگوار خود از رسول گرام اسلام(ص) نقل می‏کنند، چنین آمده است:
أنا سیّد من خلق اللّه‏، عزّوجلّ، وأنا خیر من جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حملة العرش و جمیع ملائکة اللّه‏ المقربین و أنبیاءاللّه‏ المرسلین، و أنا صاحب الشفاعة والحوض الشریف و أنا و علیّ أبوا هذه الأمّة من عرفنا فقد عرف اللّه‏ عزّوجلّ و من أنکرنا فقد أنکر اللّه‏، عزّوجلّ، و من علیّ سبطا أمّتی و سیداشباب أهل الجنّة، الحسن والحسین و من ولد الحسین تسعة أئمّة، طاعتهم طاعتی و معصیتهم معصیتی، تاسعهم قائمهم و مهدیّهم.7
من سرور آفریده‏های خدای عزّوجلّ هستم؛ من از جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، حاملان عرش، همه فرشتگان مقرب خدا، و پیامبران مرسل خدا برترم؛ من صاحب شفاعت و حوض شریف [ کوثر [هستم. من و علی دو پدر این امتیم؛ هر کس که ما را شناخت خدای عزّوجلّ را شناخته است و هر که ما را انکار کند، خدای عزّوجلّ را منکر شده است. دو سبط این امت و دو سید جوانان اهل بهشت، حسن و حسین، از [ فرزندان ] علی‏اند و از نسل حسین نه امامند که پیروی از آنان پیروی از من و نافرمانی از آنها نافرمانی از من است. نهمین نفر از این امامان، قائم (برپا دارنده) و مهدی آنان است.
آن حضرت در روایت دیگری می‏فرماید:
الخلف الصالح من ولد أبی محمد الحسن بن علی و هو صاحب الزمان و هوالمهدی.8
آن جانشین صالح از فرزان ابومحمد حسن بن علی است و او صاحب الزمان و مهدی است.
در روایت دیگری امام رضا(ع) پس از آنکه «دعبل» در پیشگاه آن حضرت قصیده معروف خود را در وصف اهل بیت می‏خواند و در آن از قیام آخرین امام یاد می‏کند، می‏فرماید:
یا دعبل الإمام بعدی محمد ابنی و بعد محمد ابنه علیّ و بعد علی ابنه الحسن و بعدالحسن ابنه الحجة القائم المنتظر فی غیبته، المطاع فی ظهوره لولم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه‏ عزّوجلّ ذلک الیوم حتّی یخرج فیملاء الأرض عدلاً کما ملئت جورا.9
ای دعبل! امام پس از من فرزندم محمد و پس از محمد فرزندش علی و پس از علی فرزندش حسن و پس از حسن فرزندش حجت قائم است. همو که در غیبتش انتظار کشیده می‏شود و در ظهورش اطاعت می‏گردد. اگر از [ عمر [دنیا یک روز بیشتر باقی نمانده باشد خداوند عزّوجلّ آن روز را آن قدر طولانی می‏کند تا او قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند همچنانکه از جور و ستم پر شده بود.
در این زمینه احادیث دیگری نیز از آن حضرت نقل شده که در این مجال فرصت پرداختن به همه آنها نیست.10
3. صفات و ویژگیهای امام مهدی(ع)
امام هشتم شیعیان(ع) در موارد متعددی به توصیف ویژگیهای ظاهری و جسمی امام مهدی(ع) پرداخته‏اند تا باب هرگونه شبهه و اشتباه را بر مردم ببندند.
از جمله آن حضرت در پاسخ «ریان بن صلت» که می‏پرسد:
أنت صاحب هذا الأمر؟
آیا صاحب این امر [ حکومت اهل بیت(ع) [ شمایید؟
می‏فرماید:
أنا صاحب هذا الأمر ولکنّی لست بالذی أملؤها عدلاً کما ملئت جورا، و کیف أکون ذلک علی ماتری من ضعف بدنی و إنّ القائم هوالذی إذا خرج کان من سنّ الشیوخ و منظر الشبّان، قویّا فی بدنه حتّی لومدّ یده إلی أعظم شجرة علی وجه الأرض لقلعها ولو صاح بین الجبال لتدکدکت صخورها یکون معه عصا موسی و خاتم سلیمان علیهماالسلام، ذاک الرابع من ولدی یغیّبه اللّه‏ فی ستره ما شاء، ثم یظهره فیملوء [به] الأرض قسطا و عدلاً. کما ملئت جورا و ظلما.11
من صاحب این امر هستم، اما آنکه زمین را پر از عدل می‏کند همچنانکه پر از جور شده بود، من نیستم. و چگونه من با این ناتوانی جسمی که می‏بینی می‏توانم او باشم. به درستی که قائم کسی است که به هنگام قیامش در سن پیرمردان و با چهره جوانان ظاهر می‏شود. او از چنان قوت بدنی برخوردار است که اگر دستش را به سمت بزرگ‏ترین درختی که بر روی وجود دارد دراز کند آن را از ریشه برمی‏کند و اگر در بین کوهها فریاد کشد، صخره‏ها متلاشی می‏شوند. عصای موسی و خاتم سلیمان، که بر آنها درود باد، با اوست و او چهارمین فرزند من است. خداوند او را تا زمانی که بخواهد در پوشش خود غایب می‏سازد، سپس او را آشکار می‏سازد تا زمین را به وسیله او از قسط و عدل آکنده سازد آنچنانکه ]پیش از آن ] از جور و ستم پر شده بود.
همچنین آن حضرت در پاسخ «ابی صلت هروی» که می‏پرسد:
ما علامات القائم منکم إذا خرج؟
نشانه‏های قائم شما به هنگام ظهور چیست؟
می‏فرماید:
علامته أن یکون شیخ السنّ، شاب المنظر، حتّی أنّ الناظر إلیه لیحسبه ابن أربعین سنة أو دونها و إنّ من علاماته أن لایهرم بمرور الأیّام واللیالی، حتّی یأیته أجله.12
نشانه او این است که سن پیران و چهره جوانان دارد، تا آنجا که وقتی کسی او را مشاهده می‏کند گمان می‏برد که چهل سال یا کمتر سن دارد. به درستی که از نشانه‏های او این است که گذر شب و روز او را پیر و سالخورده نمی‏سازد تا زمانی که اجل او فرا رسد.
آن حضرت در روایت دیگری به توصیف جمال نورانی امام دوازدهم پرداخته، می‏فرماید:
بأبی و أمّی سمیّ جدّی، صلی‏اللّه‏ علیه و آله، و شبیهی و شبیه موسی بن عمران، علیه‏السلام، علیه جیوب النور یتوقّد من شعاع ضیاء القدس.13
پدر و مادرم به فدای او که همنام جدّم، شبیه من و شبیه موسی بن عمران است. بر او نوارهای نورانی است که از پرتو نور قدس روشنایی می‏گیرد.
4. غیبت و نهان زیستی امام مهدی(ع)
امام رضا(ع) نیز چون دیگر اجداد طاهرینش موضوع غیبت آخرین حجت حق را پیش‏بینی و شیعیان را برای برخورد با این پدیده آماده نموده است. در یکی از روایاتی که «حسن بن علی بن فضال» از آن حضرت نقل کرده، در این زمینه چنین می‏خوانیم:
کأنّی بالشیعة عند فقدهم الثالث من ولدی کالنعم یطلبون المرعی فلا یجدونه. قلت له: ولم ذاک یا ابن رسول‏اللّه‏؟ قال: لأنّ إمامهم یغیب عنهم، فقلت: ولم؟ قال: لئلاّ یکون لأحد فی عنقه بیعة إذا قام بالسیف.14
گویا شیعیان را می‏بینم که به هنگام فقدان سومین فرزند من،15 مانند گوسفندانی که به دنبال چوپان خود می‏گردند سرگردانند و او را نمی‏یابند. گفتم: چرا این‏گونه است، ای پسر رسول خدا؟ فرمود: زیرا امامشان از آنها غایب شده است. پرسیدم: چرا؟ فرمود: برای اینکه به هنگام قیامش با شمشیر، بیعت هیچکس بر گردنش نباشد.
آن حضرت در روایت دیگری به نقل از رسول گرامی اسلام(ص) می‏فرمایند:
بأبی ابن خیرة الإماء ابن النوبیّة الطیّبة الفم، المنتجبة الرحم... و هوالطرید الشرید الموتور بأبیه و جدّه، صاحب الغیبة یقال مات أوهلک، أیّ واد سلک؟16
پدرم به فدای فرزند بهترین کنیزان، فرزند آن ]کنیز [ اهل نوبه17 که دهانی خوشبو و رحمی نیک‏نژاد دارد. او رانده شده (دور افتاده)، بی‏خانمان و کسی است که انتقام خون پدر و جدش گرفته نشده و صاحب غیبت است. گفته می‏شود: او مرده یا هلاک شده است، در چه سرزمینی سیر می‏کند؟
همچنین امام هشتم شیعیان(ع) در زمینه غیبت آخرین امام، به نقل از پدران بزرگوار خود از رسول اکرم(ص) چنین روایت می‏کند:
والذی بعثنی بالحقّ بشیرا لیغیبنّ القائم من ولدی بعهد معهود إلیه منّی حتّی یقول أکثر الناس: ما للّه‏ فی آل محمد حاجة، و یشکّ آخرون فی ولادته. فمن أدرک زمانه فلیتمسّک بدینه ولا یجعل للشیطان إلیه سبیلاً بشکّه فیزیله عن ملّتی و یخرجه عن دینی، فقد أخرج أبویکم من الجنّة من قبل، و إنّ اللّه‏ عزّوجلّ جعل الشیاطین أولیاء الذین لایؤمنون.18
سوگند به آنکه مرا به حق به عنوان بشارت دهنده برگزید، [ امام ] قائم از فرزندان من، براساس پیمانی که ازجانب من برعهده اوست، از دیده‏ها پنهان می‏شود تا آنجا که بیش‏تر مردم می‏گویند: خدا نیازی به خاندان محمد ندارد. و گروهی دیگر در ولادت او شک می‏کنند. پس هر کس زمان او را دریابد بایستی به دین او درآویزد و به واسطه شک خود برای شیطان راهی به سوی خود باز نسازد، تا شیطان او را از آئین من زائل و از دین من بیرون نکند. همچنانکه پیش از این پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد. به درستی که خداوند عزّوجلّ شیطان را سرپرست (ولیّ) کسانی که ایمان ندارند، قرار داده است.
5. فضیلت انتظار و چشم به راه بودن امام مهدی(ع)
موضوع دیگری که در زمینه باور مهدوی در کلام امام رضا(ع) یافت می‏شود، موضوع «انتظار فرج» یا چشم به راه گشایش بودن است. آن حضرت در روایات متعددی به موضوع فضیلت انتظار فرج اشاره کرده‏اند. از جمله در روایتی خطاب به «حسن بن جهم» که از ایشان در مورد «فرج» می‏پرسد، می‏فرماید:
أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ قلت: لا أدری إلاّ أن تعلّمنی. فقال: نعم إنتظار الفرج من الفرج.19
آیا می‏دانی که انتظار فرج [ جزیی ] از فرج است؟ گفتم: نمی‏دانم مگر اینکه شما به من بیاموزید. فرمود: آری انتظار فرج، جزیی از فرج است.
در روایت دیگری نیز می‏فرماید:
ما أحسن الصبر و انتظار الفرج أما سمعت قول العبد الصالح: «و ارتقبوا إنّی معکم رقیب»20 «وانتظروا إنّی معکم من المنتظرین»21 فعلیکم بالصبر إنّما یجی‏ء الفرج علی الیأس و قدکان الذین من قبلکم أصبر منکم...22.
چه نیکوست صبر و انتظار فرج، آیا سخن بنده صالح خدا [ شعیب ] را نشنیدی که فرمود: «و انتظار برید که من [ هم ] با شما منتظرم» و «پس منتظر باشید که من [هم] با شما از منتظرانم»، بر شما باد به صبر و بردباری؛ چرا گشایش بعد از ناامیدی فرا می‏رسد و به تحقیق کسانی که پیش از شما بودند از شما بردبارتر بودند.
و بالاخره در روایت بسیار زیبایی فضیلت انتظار را این‏گونه بیان می‏کنند:
... أما یرضی أحدکم أن یکون فی بیته ینفق علی عیاله ینتظر أمرنا فإن أدرکه کان کمن شهد مع رسول اللّه‏، صلی‏اللّه‏ علیه و آله، بدرا، و إن لم یدرکه کان کمن کان مع قائمنا فی فسطاطه...23.
... آیا هیچیک از شما خوش ندارد که در خانه خود بماند، نفقه خانواده‏اش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنین حالی از دنیا برود مانند کسی است که به همراه رسول خدا(ص) در [نبرد] بدر به شهادت رسیده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نیاید مانند کسی است که به همراه قائم ما و در خیمه او باشد.
6. ظهور امام مهدی(ع)
موضوع دیگری که در روایات رضوی به آن پرداخته شده، موضوع ظهور امام مهدی و آثار و پیامدهای آن است. از جمله در روایتی که «حسین بن خالد» آن را نقل می‏کند آن حضرت در پاسخ این پرسش که:
یا ابن رسول اللّه‏ و من القائم منکم أهل البیت؟
ای فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بیت کیست؟
می‏فرماید:
قال الرابع من ولدی ابن سیّدة الإماء، یطهّر اللّه‏ به الأرض من کلّ جور و یقدّسها من کلّ ظلم، [و هو] الذی یشکّ الناس فی ولادته و هو صاحب الغیبة قبل خروجه. فإذا خرج أشرقت الأرض بنوره [بنور ربّها] و وضع میزان العدل بین الناس فلایظلم أحد أحدا، و هوالذی تطوی له الأرض ولایکون له ظلّ و هوالذی ینادی مناد من السماء یسمعه جمیع أهل الأرض بالدّعاء إلیه یقول: ألا إنّ حجة‏اللّه‏ قد ظهر عند بیت‏اللّه‏ فاتّبعوا فإنّ الحقّ معه و فیه و هو قول اللّه‏ عزّوجلّ: «إن نشأ ننزّل علیهم من السماء آیة فظلّت أعناقهم لها خاضعین»24.25
چهارمین از فرزندان من، فرزند سرور کنیزان، کسی است که خداوند به واسطه وی زمین را از هر ستمی پاک و از هر ظلمی پیراسته می‏سازد و او کسی است که مردم در ولادتش شک می‏کنند و او کسی است که پیش از خروجش غیبت می‏کند و آنگاه که خروج کند زمین به نورش [نور پروردگارش] روشن گردد و در میان مردم میزان عدالت را برقرار کند و هیچکس به دیگری ستم نکند واو کسی است که زمین برای او درهم پیچیده می‏شود و سایه‏ای برای او نباشد و او کسی است که از آسمان ندا کننده‏ای او را به نام ندا کند و به وی دعوت نماید به گونه‏ای که همه اهل زمین آن ندا را بشنوند، می‏گوید: «آگاه باشید که حجت خدا در کنار خانه خدا ظهور کرده است پس او را پیروی کنید که حق با او و در اوست» و این همان سخن خدای تعالی است که فرمود: «اگر بخواهیم از آسمان برایشان آیتی نازل می‏کنیم که در برابر آن به خضوع سر فرود آورند».
7. دعا به امام مهدی(ع)
میان امام رضا(ع) و امام مهدی(ع) آنچنان پیوند قلبی وجود داشته که آن حضرت از سالها پیش از تولد نسل چهارم خود با بیانهای متعدد و متفاوت او را دعا کرده و نصرت و یاریش را از خداوند طلب کرده است. در یکی از این دعاها چنین می‏خوانیم:
أللّهمّ أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت به أنبیائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أیّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بین یدیه و من خلفه رصدا یحفظونه من کلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمنا یعبدک لایشرک بک شیئا ولاتجعل لأحد من خلقک علی ولیّک سلطانا وائذن له فی جهاد عدوّک و عدوّه واجعلنی من أنصاره إنّک علی کلّ شی‏ء قدیر.26
خداوندا! [امور] بنده و جانشین‏ات را اصلاح کن، آنچنانکه [امور] پیامبران و رسولات را اصلاح کردی؛ او را با فرشتگانت دربر گیر و با روح‏القدس از جانب خودت یاری کن؛ در پشت سر و پیش روی نگهبانانی قرار ده که او را از بدی درامان دارند؛ بیم و نگرانی او را تبدیل به امنیت و آرامش کن تا تنها تو را بپرستد و کسی را برای تو شریک نگیرد؛ هیچیک از آفریدگانت را بر ولیّ‏ات مسلط مساز؛ اجازه جهاد با دشمان تو و دشمنان خودش را به او عطا کن و مرا از یاران او قرار ده؛ چرا که تو بر همه چیز توانایی.
پی‏نوشتها:
1 .ر.ک: مؤسسة المعارف الإسلامیة، معجم أحادیث الإمام المهدی علیه‏السلام، ج1 و 2. در این کتاب 560 حدیث که از طریق شیعه و اهل سنت از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده جمع‏آوری شده است که البته این رقم بدون احتساب احادیث مشابه است.
2 .ر.ک: همان، ج 3و4. مجموعه روایاتی که در این کتاب از امام باقر و امام صادق(ع) نقل شده، بدون در نظر گرفتن احادیث مشابه، افزون بر 450 روایت است.
3 .ر.ک: عزیزاللّه‏ العطاردی الخبوشانی، مسند الإمام الرضا(ع)، ج1، ص228-216.
4 .ر.ک: معجم أحادیث الإمام المهدی، علیه‏السلام، ج4، ص179-153.
5 .ابو جعفر محمد بن الحسن بن فروّخ الصفّار القمی، بصائر الدرجات، ص489، ح8.
6 .ر.ک: همان، ص 489-488، ح4، 6 و 7؛ محمدبن یعقوب الکلینی، الکافی، ج1، ص179، ح11؛ محمدبن علی بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا، ج1، ص272، ح1.
7 .محمد بن علی بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص261؛ عزیز اللّه‏ العطاردی، همان، ص221، ح385.
8 .محمدباقر المجلسی، بحارالانوار، ج51 ص43، ح31.
9 .ر.ک: عزیزاللّه‏ العطاردی، همان، ص220، ح384، ص221، ح386.
10.محمد بن علی بن الحسین بن بابویه (شیخ صدوق)، همان، ج2، ص372.
11.همان، ص376، ح7.
12.همان، ص652، ح12.
13.همان، ص370.
14.همان، ص480، ح4.
15.ظاهرا در اینجا از سوی راوی یا کسانی که از او نقل کرده‏اند اشتباهی رخ داده است؛ چرا که امام مهدی(ع) چهارمین فرزند امام رضا(ع) محسوب می‏شود نه سومین فرزند.
16.محمد بن یعقوب الکلینی، همان، ج1، ص323-322، ح14؛ محمدباقر المجلسی، همان، ج50، 21، ح7.
17.«نوبه» ولایتی از بلاد سودان از اقلیم اول، به جنوبی مصر بر کنار رود نیل... هم اکنون نیمی از سرزمین نوبه جزو مملکت مصر و نیم دیگر جزو سودان است (علی اکبر دهخدا، لغتنامه، ج14، ص20158-20157). مراد از کنیز اهل نوبه (نوبیّه) مادر امام جواد(ع) است.
18.محمدبن علی بن الحسین (شیخ صدوق)، همان، ج1، ص51.
19.ابو جعفر محمدبن الحسن (شیخ طوسی)، کتاب الغیبة، ص276؛ محمدباقر المجلسی، همان، ج52، ص130، ح29.
20.سوره هود(11)، آیه 93.
21.سوره اعراف(7)، آیه 71.
22.عبداللّه‏ بن جعفر الحمیری، قرب‏الاسناد، ص224، به نقل از: عزیزاللّه‏ العطاردی، همان، ص217، ح373.
23.محمدبن یعقوب الکلینی، همان، ج4، ص260، ح34.
24.سوره شعرا(26)، آیه 4.
25.محمدبن علی بن الحسین (شیخ صدوق)، همان، ج2، ص372، ح5.
26.ابوجعفر محمدبن الحسن (شیخ طوسی)، مصباح المتهجّد، ص326. به نقل از: معجم أحادیث الإمام المهدی(ع)، ح4، ص171

مريم کيانی بيدگلی

شنبه ٧ مهر ،۱۳۸٦


ويژگيهاى حضرت معصومه (س)

 

تعداد امامزادگان شـايسته تعظيـم و تجليل در ((دارالايمان قـم)) كه بـر فراز قبـور مطهرشان گنبـد و سايبان هست به چهارصـد نفـر مى رسد.
در ميان ايـن چهار صد اختر تابناكى كه در آسمان قـم نـورافشانى مـى كنند, ماه تابانـى كه همه آنها را تحت الشعاع انـوار درخشان خـود قـرار داده, تـربت پـاك شفيعه محشـر, كـــــــريمه اهل بيت پيمبر(عليهم السلام), دخت گرامى موسى بـن جعفر, حضرت معصـومه(س) مى باشد.
پژوهشگر معاصر, علامه بزرگـوار, حاج محمدتقى تسترى, مولف قامـوس الرجال مى نويسد:
((درميان فرزنـدان امام كاظم(ع) با آن همه كثرتشان بعد از امام رضا(ع), كسـى همسنگ حضرت معصـومه(س) نمـى باشد.)) محـدث گرانقدر حـاج شيخ عبـاس قمـى به هنگام بحث از دختـران حضـرت مـوسـى بـن جعفر(ع), مى نويسد:
((بـرحسب آنچه به مارسيده, افضل آنها سيـده جليله معظمه, فاطمه بنت امام مـوسـى(ع), معروف به حضـرت معصـومه(س) است.)) بـررسـى شخصيت بـرجسته و فضايل گستـرده حضـرت معصـومه(س) در ايـن صفحات نمى گنجد. در ايـن نـوشته به برخـى از ويژگيهاى آن خاتـون دوسرا اشاره مى كنيم:
  

1 ـ شفاعت گسترده

بالاتريـن جايگاه شفاعت, از آن رسـول گرامى اسلام است كه در قرآن كريـم از آن به ((مقام محمود)) تعبير شده است. و گستردگى آن با جمله بلند: (ولسـوف يعتيك ربك فتـرضـى) بيان گرديـده است. همانا دو تـن از بانـوان خاندان رسـول مكرم شفاعت گسترده اى دارند كه بسيار وسيع و جهان شمـول است و مـى تـوانـد همه اهالـى محشـر را فـراگيـرد:
1 ـ خـاتـون محشـر, صـديقه اطهر, حضـرت فاطمه زهـرا ـ سلام الله عليهاـ. 2 ـ شفيعه روزجزا, حضـرت فـاطمه معصـومه(س).
در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا ـ سلام الله عليهاـ هميـن بس كه شفـاعت, مهريه آن حضـرت است و به هنگـام ازدواج پيك وحـى طـاقه ابريشمـى از جانب پروردگار آورد كه در آن, جمله ((خداوند مهريه فاطمه زهرا را شفاعت گنهكاران از امت محمـد(ص) قـرار داد.)) با كلك تقدير نقش بسته بود.
ايـن حـديث از طـريق اهل سنت نيز آمده است.
بعد از فاطمه زهـرا ـ سلام الله عليهاـ از جهت گستـردگـى شفاعت, هيچ كـس ـ و حد اقل هيچ بانـويى ـ به شفيعه محشر, حضرت معصـومه دخت مـوسـى بـن جعفر ـ سلام الله عليها ـ نمى رسد, كه امام به حق ناطق, حضـرت جعفـر صادق(ع) در ايـن رابطه مـى فـرمايـد: ((تدخل بشفـاعتها شيعتنـاالجنه باجمعهم)):
((بـا شفـاعت او همه شيعيـان مـا وارد بهشت مـى شـوند.))

2 ـ عصمت

بـر اسـاس روايتـى كه مـرحـوم سپهر در ((ناسخ)) از امام رضا(ع) روايت كـرده, لقب ((معصـومه)) را به حضـرت معصـومه, امام هشتـم اعطـا كـرده انـد. طبق ايـن روايت امـام رضـا(ع) فـرمود:
((من زار المعصومه بقـم كمـن زارنى)) ((هركس حضرت معصومه را در قـم زيارت كند, همانند كسى است كه مرا زيارت كرده باشد.)) ايـن روايت را مـرحـوم محلاتـى نيز به هميـن تعبيـر نقل كـــرده است.
با تـوجه به ايـن كه عصمت به چهارده معصـوم(عليهم السلام) منحصر نيست, بلكه همه پيامبـران, امامـان و فـرشتگـان معصـوم هستنـد.
و علت اشتهار حضـرت رسـول اكـرم, فـاطمه زهـرا و امامـان(عليهم السلام) به ((چهارده معصوم)) آن است كه آنها علاوه بر مصـونيت از گناهان صغيره و كبيره, از ((ترك اولـى)) نيز كه منافات با عصمت ندارد, پاك و مبرا بودند.
مرحوم مقرم در كتابهاى ارزشمند:
((العباس)) و ((علـى الاكبـر)) دلائل عصمت حضرت ابـوالفضل و حضرت علـى اكبر(عليهماالسلام) را بر شمرده است. و مرحـوم نقـدى در كتاب ((زينب الكبـرى)) از عصمت حضـرت زينب ـ سلام الله عليهاـ سخـــن گفته است. و مولف ((كريمه اهلبيت)) شـواهد عصمت حضرت معصومه(س) را بازگو نموده است.
و با تـوجه به ايـن كه حضرت معصـومه(س) نام شـريفشان ((فاطمه)) است و در حال حيات به ((معصـومه)) ملقب نبـودند, تعبير امام(ع) دقيقا به معناى اثبـات عصمت است, زيـرا بـر اسـاس قاعده معروف:
((تعليق حكـم به وصف مشعر بـر عليت است)) دلالت حـديث شـريف بـر عصمت آن بزرگـوار بـى تـرديـد خـواهـد بـود.


آيت الله سيـد نصـرالله مستنبط از كتـاب ((كشف اللـاءلـى)) نقل فرمـوده كه روزى عده اى از شيعيان وارد مدينه شـدند و پرسشهايـى داشتند كه مى خـواستند از محضر امام كاظم(ع) بپرسند. امام(ع) در سفر بـودنـد, پـرسشهاى خـود را نـوشته به دودمان امامت تقـديـم نمـودند, چـون عزم سفر كردنـد بـراى پاسخ پرسشهاى خـود به منزل امام(ع) شرفياب شدند, امام كاظم(ع) مراجعت نفرموده بـود و آنها امكان توقف نداشتند, از ايـن رو حضرت معصومه(س) پاسخ آن پرسشها را نـوشتند و به آنها تسليـم نمـودنـد, آنها با مسرت فراوان از مدينه منـوره خارج شدند, در بيرون مدينه با امام كاظم(ع) مصادف شـدنـد و داستـان خـود را بـراى آن حضـرت شـرح دادند.
هنگامـى كه امام(ع) پرسشهاى آنان و پاسخهاى حضرت معصـومه(س) را ملاحظه كردند, سه بار فرمودند:
((فداها ابـوها)) ((پدرش به قربانـش باد.)) باتـوجه به ايـن كه حضرت معصـومه(س) به هنگام دستگيرى پـدر بزرگـوارش خردسال بـود, ايـن داستان از مقام بسيار والا و دانـش بسيار گستـرده آن حضـرت حكايت مى كند.
 

4 ـ بـارگـاه حضـرت معصـومه(س) تجليگـاه حضـرت زهـرا(س)

بر اساس روياى صادقه اى كه مرحـوم آيت الله مرعشـى نجفـى(ره) از پدر بزرگـوارش مرحـوم حاج سيدمحمـود مرعشى (متـوفاى 1338 ه' .) نقل مـى كردند, قبر شريف حضرت معصـومه(س) جلـوه گاه قبر گـم شـده مادر بزرگـوارش حضرت صـديقه طاهره ـ سلام الله عليهاـ مـى باشـد.
آن مرحوم در صدد بود كه به هر وسيله اى كه ممكـن باشد, محل دفـن حضـرت زهـرا ـ سلام الله عليهاـ را به دست آورد, به ايــن منظور ختـم مجربـى را آغاز مى كند و چهل شب آن را ادامه مـى دهد, تا در شب چهلـم به خـدمت حضـرت بـاقـر و يا حضـرت صـادق(عليهماالسلام) شـرفيـاب مـى شـود, امـام(ع) به ايشـان مـى فـرمـايد:
((عليك بكـريمه اهل البيت)) ((به دامـن كـريمه اهلبيت پنــــاه ببريد.)) عرض مى كند: بلـى مـن هـم اين ختـم را براى ايـن منظور گرفته ام كه قبر شريف بـى بـى را دقيقـا بـدانـم و به زيـارتـش بـروم.
امام(ع) فرمود: منظور مـن قبر شريف حضرت معصومه درقم مى باشد.)) سپس ادامه داد:
((براى مصالحـى خداوند اراده فرمـوده كه محل دفـن حضرت فاطمه ـ سلام الله عليهاـ همـواره مخفى بماند و لذا قبر حضرت معصـومه را تجليگاه قبرآن حضـرت قرار داده است. هر جلال و جبروتـى كه بـراى قبر شريف حضرت زهرا مقـدر بـود خـداوند متعال همان جلال و جبروت را بـر قبـر مطهر حضـرت معصـومه(س) قرار داده است.))
 

5 ـ پيشگوئى امام صادق(ع)

امام جعفر صادق(ع) در ضمـن حديث مشهورى كه پيرامون قداست قم به گـروهـى از اهـالـى رى بيـان كـردنـد, فـرمـودند:
((تقبض فيها امراءه هى مـن ولدى, واسمها فاطمه بنت مـوسى, تدخل بشفاعتها شيعتنا الجنه باءجمعهم)) ((بانـويى از فرزندان مـن به نام ((فاطمه)) دختر مـوسى, در آنجا رحلت مى كند, كه با شفاعت او همه شيعيان ما وارد بهشت مى شوند.)) راوى مى گويد: مـن ايـن حديث را هنگامـى از امام صادق(ع) شنيـدم كه حضرت مـوسـى بـن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود.
پيشگوئى امام صادق(ع) از ارتحال حضرت معصومه(س) در قـم پيـش از ولادت پدر بزرگـوارش بسيار حائز اهميت است و از مقام بسيار شامخ آن حضرت حكايت مى كند.
 

6 ـ رمز قداست قم

در احاديث فراوانى از قداست قـم سخـن رفته, تصـوير آن در آسمان چهارم به رسـول اكـرم(ص) ارائه شـده است.
اميرمـومنان(ع) به اهالى قـم درود فرستاده و از جاى پاى جبرئيل در آن سخـن گفته و امام صادق(ع) قم را حرم اهلبيت معرفى كرده و خاك آن را پاك و پاكيزه تعبير كرده است. امام كاظم(ع) قـم را عش آل محمد (آشيانه آل محمـد(ص)) ناميـده و يكـى از درهاى بهشت را از آن اهل قـم دانسته. امـام هادى(ع) اهل قـم را ((مغفـور لهم)) (آمـرزيـده) تعبير كرده و امام حسن عسكـرى(ع) از حسـن نيت آنها تمجيـد كـرده و بـا تعبيـرات بلنـدى اهالـى قـم را ستـوده است.
اينها و دهها حـديث ديگرى كه در قداست و شرافت قم و اهل قـم از پيشوايان معصوم به ما رسيده, فضيلت و عظمت اين سرزميـن را براى همگان روشـن مـى سازنـد, جز اين كه بايد ديد راز و رمز ايـن همه شرافت و قداست چيست؟
حديث فـوق كه پيرامون ارتحال حضرت معصـومه(س) به عنوان پيشگوئى از امام صادق(ع) نقل شـد, از راز و رمز آن پـرده بـر مـى دارد و روشـن مـى سازد كه ايـن همه فضيلت و شـرافت, از ريحانه پيامبـر, كـريمه اهلبيت, مهيـن بـانـوى اسلام, حضـرت معصـومه(س) ســرچشمه مـى گيرد, كه در اين سـرزميـن ديـده از جهان فرو بسته, گردو خاك ايـن سـرزميـن را تـوتيـاى ديـدگـان حـور و ملائك نمـــوده است.


نجمه خاتـون همسـرگرامـى امام كاظم(ع) تنها دو فرزنـد در دامان خـود پـرورش داد و آنها عبـارتنـد از:
1 ـ خـورشيـد فـروزان امامت, حضـرت علـى بـن مـوسـى الـرضا(ع).
2 ـ مـاه تـابـان درج عصمت, حضـرت معصـومه(س).
محمد بـن جرير طبرى, دانشمند گرانمايه شيعه در قرن پنجـم هجرى, براين واقعيت تصريح نموده است.
مدت 25 سال تمام حضرت رضا(ع) تنها فرزند نجمه خاتـون بـود, پـس از يك ربع قـرن انتظار, سـرانجام ستاره اى تابـان از دامـن نجمه درخشيد كه هم سنگ امام هشتـم(ع) بود و امام(ع) توانست والاتريـن عواطف انبـاشته شـده در سـويـداى دلـش را بـر او نثـار كند.
بيـن حضرت معصـومه(س) و برادرش امام رضا(ع) عواطف سرشار و محبت زايـدالـوصفـى بـود كه قلـم از تـرسيم آن عاجز است.
در يكى از معجزات امام كاظم(ع) كه حضرت معصـومه نيز نقشى دارد, هنگامى كه مرد نصرانـى مى پرسـد: ((شما كه هستيد؟)) مـى فرمايـد: ((انا المعصومه اخت الرضا)) ((مـن معصـومه, خـواهر امام رضا(ع) مى باشم.)) ايـن تعبير از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضـا(ع) و از مبـاهات او به ايـن خـواهـر بـرادرى سـرچشمه مى گيرد.
 

8 ـ نامه دعوت

محبت و مودت ايـن خواهر و برادر در سطح بسيار بالا بود, به طورى كه مفارقت امام هشتـم(ع) براى حضرت معصـومه(س) بسيار سخت بـود, جدائى حضرت معصومه(س) نيز براى امام هشتـم(ع) قابل تحمل نبـود. و لذا پـس از استقـرار امام هشتـم(ع) در مـرو, نامه اى خطـاب به حضرت معصومه(س) مرقوم فرموده, آن را تـوسط غلام مورد اعتمادى به مدينه ارسال نمود.
جـالب تـوجه است كه حضـرت رضـا(ع) به غلام دستـور داد كه در هيچ منزلى توقف نكند, تا آن مرقومه را در اندك زمان ممكـن به مدينه منوره برساند.
حضرت معصـومه(ع) نيز به مجرد دريافت دست خط بـرادر, رخت سفر بست و خود را مهياى سفر نمود.
 

فضـائل و منـاقب و ويژگيهاى حضـرت معصـومه عليها السلام

از آنجا كه معرفت و شناخت ائمه طاهرين و اولياء دين مبيـن,همان شناخت فضائل و كمالات نفسانـى آن بزرگـواران است نه فقط آشنايـى اجمالـى بـا زنـدگينامه آنها, در اينجا بعد از بيان اجمالـى از زنـدگـى كريمه اهل بيت عليها السلام مـى پردازيـم به ذكر شمه اى از فضائل و مناقب آن حضرت:
 

شرافت خانوادگى

يكـى از عاليتـريـن فضائل آن حضـرت انتساب ايشان به بيت وحـى و رسالت و امامت است.
او ((بنت رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلـم)) و ((بنت ولى الله)) و ((اخت ولى الله)) و ((عمه ولـى الله)) است و ايـن امر خـود سـرچشمه ساير فضائل و كمالات معنـوى و روحانـى آن بزرگـوار مى باشد كه زندگـى در جـوار امامان معصـومى همچـون ((مـوسـى بـن جعفر)) و ((على بـن موسى الرضا)) عليهما السلام و بهره مند بـودن از تعاليـم عاليه آن رهبران راه نـور و سعادت, خـود عامل اساسى در تعالى روح و تكامل درجات علمـى و عملـى آن حضـرت بـوده است. بنابرايـن مى تـوان آن حضرت را الگو و نمودارى از فضائل اهل بيت عليهم السلام دانست.
 

عبادت آن حضرت

بنـا به تصـريح آئه كـريمه قـرآن, هـدف از خلقت انسـان چيزى جز عبادت و بندگـى خداوند متعال نيست كه: ((وما خلقت الجـن والانـس الا ليعبـدون)) (ذاريات, آيه 57) آنان كه به ايـن هدف پـى بردند در راه رسيدن به عاليترين مرتبه آن كه حصـول يقيـن و اطمينان و نفـس مطمئنه شدن است كه: ((واعبد ربك حتى ياتيك اليقيـن))(حجر, آيه 99) سر از پا نمى شناسند و بهتريـن ساعات زندگى خود را زمان عبادت و راز و نياز به درگاه ذات بى نياز مى دانند و در خلـوت شب سر بر آستان دوست مى نهند و راز دل با محبـوب خـويـش مى گـويند و عاشقانه با او به گفتگو مى نشينند و به ايـن آرزو زنده اند كه در حـال نماز و راز و نياز به ملاقات حق بشتـابنـد و مخاطب حضـرتـش قـرار گيـرنـد كه: ((يـا ايتها النفـس المطمئنه ارجعى الـى ربك راضيه مـرضيه)). (فجــر, آيه 28 - 27)
يكى از عاليتريـن نمونه هاى عبادت و بندگى خدا از خاندان ولايت و امـامت,كـريمه اهل بيت فـاطمه معصــومه عليها السلام است. او كه عبادت و شب زنده دارى هفده روزه اش در واپسيـن روزهاى عمر شريفش, گوشه اى از يك عمر عبـوديت و خضوع و خشـوع آن زاده عبد صالح خدا در برابـر ذات پاك الهى است و ايـن بيت النور(بيت النـور, همان حجره اى است كه آن حضرت در مدت اقامت هفده روزه اش در منزل مـوسى بـن الخزرج, در آنجا مشغول عبادت بود كه هم اكنون هم ايـن حجره در ميـدان مير, خيابان چهارمردان و در كنار مـدرسه ستيه برقرار است و مـورد تـوجه دوستـداران اهل بيت عليهم السلام مـى باشـد) و معبـد و محراب به يادگار مانده آن صفيه الله است كه - از بركات راز و نيـازهـاى شبـانه آن بضعه مـوسـى عليه السلام - تـا دامنه قيامت هدايتگر و الهام بخـش بندگان عاشق عبادت و ولايت مى باشد و چه خوش سروده اند اهل ذوق كه:
 
اين جايگاه كه آنـــقدر منـــور است
ايـن سجـده گاه دختر موسى بن جعفر است
 
و بـر سـر در آن مكـان مقـدس ايـن دو بيت به چشـم مـى خـورد كه:
 
شــده بنيــاد ايــن كـــاخ منـــور
به پـــاس دختــر موســـى بن جعفــر
عبــادتگــاه معصـــومه اســت اينجا
كـــز اينــجا قــم شرافت يافت ديگر
 
عالمه و محدثه اهل بيت عليهم السلام
در فرهنگ اسلامى محدثان راستيـن همـواره از حرمت و منزلت ويژه اى بـرخـوردار بـوده انـد; محـدثـان و راويـان در حفظ و حــراست از گنچينه هاى معارف و ارزشهاى دينـى و ذخاير گرانمايه مكتب تشيع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقـش اول را داشته اندو حامل ودايع و امانتهاى گـرانقـدر الهى و رازدار اسـرار آل رسول بـوده انـد.
يكـى از والاتـريـن عناوينـى كه نشان دهنده بلنـدى مرتبه علـم و آشنايـى كريمه اهل بيت عليهم السلام با معارف بلنـد اسلام و مكتب حياتبخـش تشيع است; محدثه بـودن آن حضرت مى باشد كه بزرگان علـم حـديث بـدون هيچ درنگـى احاديث و روايات رسيـده از آن حضـرت را قبـول و به آن استناد مى نمايند چرا كه حضرتـش جز از افراد مورد وثـوق و اطمينان حديث نقل نمى كند و ما درجاى خود, نمونه هايى از اين روايات را ذكر خواهيم كرد.
 

او معصومه است

گرچه مقام عصمت از گناه و مصون بـودن از لغزشها ((در عيـن قدرت بـر خطـا)) مقامـى است خـاص انبياء عظام و اوصياء آنان به ويژه چهارده معصـوم پاك شيعه (عليهم السلام); ولى بـودند كسانى كه به دليل طاعت و بنـدگـى مخلصانه پروردگار و اطاعت و پيروى كامل از رهروان راه پاكـى و وارستگـى به درجه اى از تقـوى و طهارت روحـى رسيدند كه از معاصى و رذايل اخلاقى دور مانده و دامـن روح و جان خويش را از ناپاكى ها زدودند.
فـاطمه معصـومه(عليها السلام) كه خـود پـرورش يــافته مكتب ائمه طاهريـن عليهم السلام و يادگار صاحبان آيه تطهير است, نمونه عاليى از طهارت و پـاكـى است به حـدى كه خـاص و عام او را به عنـــوان معصـومه لقب داده انـد, چنـانچه حضـرت رضـا عليه السلام فـرمـود:
من زار المعصومه بقـم كمـن زارنى.(ناسخ التـواريخ, ج 7, ص 337)
يعنى: كسى كه ((فاطمه معصومه)) را در قـم زيارت كند مثل آن است كه مرا زيارت كرده باشـد. و در يكـى از فرازهاى زيارت دوم حضرت آمـده است كه: السلام عليك ايتها الطاهره الحميده البره الرشيده التقيه النقيه. (انوار المشعشعيـن,نـوشته شيخ محمد علـى قمـى,ص 211) ((سلام بر تـو اى پاكيزه و ستايـش شده, نيكـوكردار و هدايت شده,پرهيزگار وارسته)).
 

كريمه اهل بيت عليهم السلام

انسان در اثر عبادت و بندگـى خـداوند متعال مـى تـواند به جايـى بــرسـد كه مظهر اراده حق و واسطه فيض الهى گـردد; ايـن ثمــره عبـوديت و اطاعت كامل از ذات اقدس الهى است چنانچه خود در حديث قدسى مى فرمايد:يابـن آدم انا اقول للشىء:كـن فيكون, اطعنى فيما امرتك اجعلك تقـول للشىء: كـن فيكـون.(مستدرك الـوسائل, ج 2, ص 298) يعنى: ((فرزند آدم ... مرا اطاعت كـن تا تو را چنان نمايم كه (به عنـايت مـن) هـر آنچه را اراده كنـى همـان شـود)).
امام صادق عليه السلام هـم مـى فـرمايـد: العبـوديه جـوهره كنهها الـربـوبيه. (مصباح الشـريعه, باب 100, (نقل از ميزان الحكمه))
يعنى: بندگى خداوند گـوهرى است كه نهايت و باطـن آن فرمانروايى بر موجودات است.
اولياء خداوند متعال كه در راه بندگـى و اطاعت گـوى سبقت را از ديگران ربـوده و ايـن راه را خالصانه پيمـوده اند هـم در زندگـى پربركت خويـش و هـم بعد از آن, منشا كرامات و عناياتى بـوده اند كه آثار يك عمر اخلاص و وارستگـى آنها است. و از دير زمان آستان قـدس فاطمـى منشا هزاران كـرامت و عنايت ربانـى بـوده است و چه قلبهاى نـااميـدى كه سـرشـار از اميـد به فضل و كـرم الهى و چه دستهاى تهى كه سرشار از رحمت ربـوبـى و چه انسانهايـى بريده از همه جا و نااميد از همه كـس كه با دلـى شاد و روحـى پيـوسته به ابـديت از درگاه پـرفيض و كرم ايـن كـريمه اهل بيت عليهم السلام برگشته و براى خود زندگيى براساس ايمانى مستحكـم به ولاى اولياء حق, بنا نهادند.
اينها همه, نشانه بزرگـى عظمت روح آن بنده شايسته و پيـوسته به منبع فيض و كرم بى پايان خداى فياض و كريـم است. (نمونه هايى از كـرامـات آن بزرگـوار به زودى ذكـر خـواهـد شد.)

مقام شفاعت آن حضرت

شكـى نيست كه داشتـن حق شفـاعت و رسيـدن به ايـن مقـام عظيــم, شايستگـى لازم را مى طلبد چرا كه خداوند شفاعت كسانى را مـى پذيرد كه ماذون و مجاز از طـرف او باشنـد ((مـن ذاالذى يشفع عنـده الا باذنه)).(بقره, آيه 256) يعنـى: ((كيست كه نزد او شفاعت كند جز به فـرمان او)) و ايـن اذن به كسانـى داده مـى شـود كه به مرتبه عالى از قرب الهى و بندگـى خالصانه پروردگار رسيده باشند كه در راس آنها انبياء و ائمه معصـوميـن عليهم السلام هستنـد و بعد از آنها ايـن بندگان خالص حق و اولياء مقـرب درگاه خـداينـد كه هر كدام در حد مقام و درجه معنوى خـويـش شفاعت دارند ((از علماء و شهداء و فـرزنـدان شـايسته امـامـان معصوم عليهم السلام)).
از جمله كسانى كه به شفيعه بودنـش در روايات و آثار دينى تصريح شـده است, فـاطمه معصـومه عليها السلام است:
امام صادق عليه السلام مـى فرمايـد: تـدخل بشفاعتها شيعتـى الجنه باجمعهم.(سفينه البحار, ج 2, ص 376) يعنـى: به شفاعت او (فاطمه معصـومه) همه شيعيـانـم وارد بهشت خـواهنـد شـد.
و در زيارت آن حضرت به ((دستـور امام معصـوم عليه السلام)) گفته مى شود كه: يا فاطمه اشفعى لى فى الجنه. و ايـن خـود نشان دهنده شـان و مقـام بسيار عظيـم آن شفيعه روز جزا است چنانچه در فـراز ديگرى از زيارت مخصـوص آمده است كه: فان لك عندالله " شانا مـن الشان".(بحار, ج 102, ص 266) يعنى ايـن كه ما از تـو طلب شفاعت مى نماييم به خاطر ايـن است كه تو در محضر الهى شان و منزلت وصف ناپذيـر دارى, كه بـر خاك نشينان ايـن عالـم قابل تصـور نيست و تنها خـدا و پيـامبـر و اوصيـاء طـاهـرينـش بـر آن واقفند.
 
برگرفته شده از مجله كوثر ش 33

7 ـ تنها خواهر امام هشتم
3 ـ فداها ابوها
مريم کيانی بيدگلی

سه‌شنبه ۳ مهر ،۱۳۸٦


نظرى بر اسامى و القاب حضرت-از سايت تبيان
 

 

براي اين مجلله عظيم الشان اسامي چند نقل كرده‌اند كه عبارتند از:

فاطمه:

ايشان هم نام حضرت زهراعليهاالسلام و فاطمه يا فاطمه كبرى‏ ناميده شده است. در روايتى درباره مقام والا و عظمت‏ شان حضرت زهراعليهاالسلام و علت ‏ناميده شدن ايشان به فاطمه آمده است:

محمد بن مسلم گفت: از ابوجعفر امام باقرعليه السلام شنيدم كه فرمود:

فاطمه داراى جايگاهى كنار درِ جهنم است. وقتى روز قيامت مى‏شود، ميان دو چشم هر نفر، مومن يا كافر نگاشته مى‏شود. آنگاه به كسى‏ كه دوستدار اهل‏بيت است و گناهان فراوانى دارد، دستور داده ‏مى‏شود به آتش افكنده گردد. وقتى حضرت فاطمه آن شخص را مى‏بيند، مى‏گويد: بارالها! مولاى من! مرا فاطمه نام نهادى و به واسطه من‏ مى‏خواستى از كسانى كه دوستدار من و ذريه‏ام هستند درگذرى.‏ وعده‏ات حق است و تو از وعده‏ات تخلف نمى‏كنى.

حضرت معصومه عليهاالسلام نيز چون حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام داراى مقام شفاعت ‏است. و احتمالا ناميده شدن وى به فاطمه بى ‏ارتباط با اين مقام‏ نبوده است. به هر تقدير به واسطه اين بانوى گرامى بسيارى از شيعيان داخل بهشت مى‏گردند. در اين‏ باره امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: بدانيد براى بهشت هشت در است؛ سه تا از آنها به سوى قم‏ باز مى‏شود. در آنجا بانويى قبض روح مى‏شود. او از جمله ‏فرزندانم، و نامش فاطمه دختر موسى است. به شفاعت او همه شيعيان ‏داخل بهشت مى‏گردند.

در آن زمان خداوند عزيز و والامرتبه مى‏فرمايد: درست گفتى، تو را فاطمه نام نهادم و مى‏خواستم به خاطر تو از كسى كه دوستت ‏دارد، و پيرو توست و به خاندانت علاقمند و پيرو آنان است، درگذرم. پيمانم حق است و من خلف وعده نمى‏كنم؛ به اين سبب به‏ بنده‏ام فرمان داخل شدن در آتش را دادم تا تو درباره او شفاعت ‏كنى. تو را شفيع قرار دادم تا براى ملائكه و پيامبران و فرستادگانم و صاحبان اين توقفگاه، جايگاه و منزلتت در پيشگاه من ‏مشخص شود. هر كس را كه ديدى ميان دو چشمش كلمه مومن است، مى‏گيرى ‏و داخل بهشت مى‏كنى.

امام رضا عليه‌السلام فرمود:«من زار المعصومه بقم كمن ‏زارنى‏»؛ هر كس معصومه را در قم زيارت كند، مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.

حضرت معصومه عليهاالسلام نيز چون حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام داراى مقام شفاعت ‏است؛ و احتمالا ناميده شدن وى به فاطمه بى ‏ارتباط با اين مقام‏ نبوده است. به هر تقدير به واسطه اين بانوى گرامى بسيارى از شيعيان داخل بهشت مى‏گردند. در اين‏ باره امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:

«... الا ان للجنة ثمانيةَ ابواب، ثلاثه منها الى قم. تقبض فيها امراه هى من ولدى و اسمها فاطمه بنت موسى تدخل بشفاعتها شيعتى ‏الجنة باجمعهم»؛ آگاه باشيد، براى بهشت هشت در است؛ سه تا از آنها به سوى قم‏ باز مى‏شود. در آنجا بانويى قبض روح مى‏شود. او از جمله ‏فرزندانم، و نامش فاطمه دختر موسى است. به شفاعت او همه شيعيان ‏داخل بهشت مى‏گردند.

برخى از نويسندگان در توضيح روايت فوق گفته‏اند:

مقتضاى اين خبر آن است كه از براى آن مخدره (فاطمه معصومه) در نزد خداى تعالى مقام محمودى است كه شفاعت نمودن آن مخدره ‏باشد(در) روز جزا. و از براى او نزد خدا شانى است عظيم كه آن ‏حضرت و هكذا برادرش حضرت رضا عليه‌السلام كه در زيارتش مى‏فرمايد:«ان لك‏ عندالله شانا من الشان.» و هكذا حضرت جواد. در كتاب مفتاح‏الجنان مذكور است كه حضرت رضا فرمود: هر كه زيارت كند او را همچنان است كه مرا زيارت كرده است. گرچه مولف مفتاح معلوم ‏نيست، اما از احاديث معتبر نيز چنين مطلبى استفاده مى‏شود. در حديث است كه «من زار ذريتهما كانما زارهما»؛ هر كس ذريه حضرت‏ حسن و حسين را زيارت كند، مثل كسى است كه خود آنها را زيارت‏ كند. حضرت معصومه و حضرت عبدالعظيم حسنى نيز مشمول همين حكم‏ هستند.

آرى، حضرت معصومه از مقام محمود يعنى مقام شفاعت ‏برخوردار است.

 

يا بضعة الرساله:

ياد مدينه كردم با گوش جان شنيدم

لبيك را ز بالا تا در حرم رسيدم

 

آيا شد آشكارا قبر نهان زهرا؟  

يا فاطمه ز هر سو با گوش جان شنيدم

 

بنت امام كاظم اخت امام هشتم

باشد شفاعتش را روز جزا اميدم

 

يا بضعة ‏الرساله، ما را مران ز درگه

گشتم گداى كويت از غير، دل بريدم

 

بر زاده برادر، جان جواد سوگند

رحمى، اگر چه زير بار گنه خميدم

 

يا فاطمه، شفاعت از روسياهى‏ام كن

تا خلق روز محشر بينند رو سپيدم

 

 

معصومه:

حضرت فاطمه معصومه مستغرق در عبادت، و از آلايش به معاصى و زشتي‌ها پيراسته و عصمت مادرش زهرا عليهاالسلام در او تجلى نموده است.

بر اساس پاره‏اى از روايات، لقب معصومه از سوى امام رضا عليه السلام به ‏اين بانوى عظيم الشان اعطا گرديد. علامه مجلسى در اين باره ‏گويد: امام رضا عليه‌السلام در جايى فرمود:«من زار المعصومه بقم كمن ‏زارنى‏»؛ هر كس معصومه را در قم زيارت كند، مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.

بر اساس روياى صادقه نسب‏ شناس گرانقدر مرحوم آية الله ‏سيدمحمود مرعشى نجفى(م 1338 ه .) اين لقب از طرف امام ‏صادق عليه‌السلام بر حضرت معصومه اطلاق شده است. در اين رويا امام ‏صادق عليه‌السلام به آية الله نجفى كه با دعا و راز و نياز تلاش پى‏گيرى‏ را براى يافتن قبر مطهر حضرت زهرا عليهاالسلام آغاز كرده بود، خطاب ‏فرمود: «عليك بكريمه اهل‏بيت‏»؛ بر تو باد به كريمه اهل‏بيت.

 

كريمه اهل‏بيت:

حضرت معصومه در زبان علما و فقهاى شيعه به لقب «كريمه ‏اهل‏بيت‏» ياد مى‏شود. از ميان بانوان اهل‏بيت اين نام زيبا تنها به او اختصاص يافته است.

بر اساس روياى صادقه نسب‏ شناس گرانقدر مرحوم آية الله ‏سيدمحمود مرعشى نجفى(م 1338 ه .) اين لقب از طرف امام ‏صادق عليه‌السلام بر حضرت معصومه اطلاق شده است. در اين رويا امام ‏صادق عليه‌السلام به آية الله نجفى كه با دعا و راز و نياز تلاش پى‏گيرى‏ را براى يافتن قبر مطهر حضرت زهرا عليهاالسلام آغاز كرده بود، خطاب ‏فرمود: «عليك بكريمه اهل‏بيت‏»؛ بر تو باد به كريمه اهل‏بيت.

 

لقب‌هاى حضرت معصومه عليهاالسلام از زيارتنامه‏ها

تا آنجايى كه ما اطلاع يافتيم، سه ‏زيارتنامه براى حضرت معصومه ‏ذكر شده است: يكى از آنها مشهور و دوتاى ديگر غيرمشهوراست.

اسامى و لقب‌هايى كه براى حضرت معصومه در دو زيارتنامه غيرمشهور ذكر شده، به قرار ذيل است:

طاهره(پاكيزه)؛ حميده(ستوده)؛ برّه(نيكوكار)؛ رشيده(رشد يافته)؛ تقيه(پرهيزكار)؛ رضيه(خشنود از خدا)؛ مرضيه (مورد رضايت ‏خدا)؛ سيده طاهره(بانوى پاكيزه)؛ سيده ‏صديقه(بانوى بسيار راستگو)؛ سيده رضيه مرضيه (بانوى خشنود از خدا و مورد رضاى او)؛ سيده ‏نساء العالمين(سرور زنان عالم) .

 

لقب‌هاى ديگر آن بانو

محدثه و عابده و مِقدامه(بانوى پيشتاز) از ديگر صفات و القابى ‏است كه براى حضرت معصومه عنوان شده است.

مريم کيانی بيدگلی

سه‌شنبه ۳ مهر ،۱۳۸٦


مقام علمى حضرت معصومه سلام الله عليها-تبيان

حضرت معصومه سلام الله عليها در خاندانى كه سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقى بودند، نشو و نما يافت. پس از آن كه پدر بزرگوار آن بانوى گرامى به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام يعنى حضرت رضا عليه السلام عهده‌دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز متكفل گرديد. در اثر توجهات زياد آن حضرت هر يك از فرزندان امام كاظم عليه السلام به مقامى شامخ دست يافتند و زبانزد عام و خاص گشتند. ابن صباغ مالكى در اين باره گويد: "هر يك از فرزندان ابى الحسن موسى معروف به كاظم فضيلتى مشهور دارد."(1) نيز اربلى در اين زمينه مى‌نويسد: "براى هر يك از فرزندان ابى الحسن موسى عليه السلام فضيلت و منقبتى معروف وجود دارد."(2)

آنچه مسلم است اين كه در ميان فرزندان امام كاظم عليه السلام بعد از حضرت رضا عليه السلام، حضرت معصومه سلام الله عليها از نظر علمى و اخلاقى، والا مقام‌ترين آنان است. اين حقيقت از اسامى و القاب و تعريف‌ها و توصيفاتى كه ائمه اطهار عليهم السلام از وى نموده‌اند، هويداست. و با توجه به اين حقيقت كه ارتباط تنگاتنگ و غير قابل انفكاكى ميان تهذيب نفس و طى مدارج اخلاقى و عرفانى و حصول علوم اصيل الهى و حكمت وجود دارد، مى‌توان به رتبه و مقام علمى غيرقابل توصيف حضرت معصومه سلام الله عليها پى برد و به اين نكته واقف گشت كه ايشان نيز چون حضرت زينب سلام الله عليها عالمه غير معلمه بود.(3)

آنچه سخن فوق را تاييد مى‌كند، روايت صالح بن عرندس حلى، عالم بزرگوار شيعى قرن نهم در كتاب "كشف اللئالى"(4) است. وى گويد: روزى جمعى از شيعيان به قصد ديدار حضرت موسى بن جعفر عليه‌السلام و پرسيدن سوالاتى از ايشان به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام كاظم عليه السلام در مسافرت بود، سوالات خود را به حضرت معصومه كه در آن هنگام كودكى خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداى آن روز براى بار ديگر به منزل امام شرف حضور پيدا كردند، ليكن هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. چون ناگزير به بازگشت بودند، مسائل خود را مطالبه نمودند تا در مسافرت بعدى خدمت امام برسند. غافل از اين كه حضرت معصومه جواب پرسش‌ها را نگاشته است. وقتى پاسخ‌ها را ملاحظه كردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزارى فراوان شهر مدينه را ترك گفتند. از قضاى روزگار در بين راه با امام موسى بن جعفر عليه السلام مواجه شده، ماجراى خويش را باز گفتند. چون امام پاسخ سوالات را مطالعه كرد، سه بار فرمود: "فداها ابوها" (5)؛ پدرش فدايش.

روايات حضرت معصومه سلام الله عليها

فاطمه معصومه سلام الله عليها از جمله راويان گرانقدر و عظيم الشان آل محمد صلي الله عليه و آله است. ايشان از پدر گرامى خويش و اجداد شريف و بزرگان و جمعى از خاندان جليل القدرش احاديثى نقل كرده كه قابل قبول علماى شيعى و سنى است.(6)

متاسفانه نگارنده به بيش از پنج روايت از اين بانوى گرامى دست پيدا نكرد:

1 ـ ابوالخير شمس الدين محمد بن محمد بن جزرى شافعى (م 833) در كتاب "اسنى المطالب فى منافب سيدنا على بن ابى طالب"(7) سخن حضرت فاطمه دختر پيامبر صلي الله عليه و آله را آورده است:

"... آيا فرمايش رسول خدا صلي الله عليه و آله را در روز غدير به فراموشى سپرده‌ايد كه فرمود: هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست... و سخن ديگر رسول خدا صلي الله عليه و آله را؛ تو (اى على!) نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى عليه السلام هستى؟!" (8)

در سند روايات فوق اين اشخاص وجود دارند: بكر بن احمد قصرى، فاطمه دختر امام رضا عليه السلام، فاطمه (معصومه) و زينب و ام‌كلثوم دختران امام كاظم عليه السلام، فاطمه دختر امام صادق عليه السلام، فاطمه دختر امام باقر عليه السلام، فاطمه دختر امام سجاد عليه السلام، فاطمه و سكينه دختران امام حسين عليه السلام، ام كلثوم دختر فاطمه زهرا سلام الله عليها، حضرت فاطمه سلام الله عليها و كسانى كه پيش از بكربن احمد در اين سلسله هستند.

2 ـ در روايت ديگرى نظير روايت فوق از لسان مبارك رسول الله صلي الله عليه و آله آمده است: "من كنت مولاه فعلى مولاه"(9) ؛ هر كه من مولا و رهبر او هستم، على رهبر و مولاى اوست.

در سند اين روايت اشخاص ذيل وجود دارند: فاطمه دختر گرامى امام رضا عليه السلام، زينب و ام‌كلثوم و فاطمه دختران گرامى امام كاظم عليه السلام، فاطمه دختر گرامى امام صادق عليه السلام، فاطمه دختر گرامى امام باقر عليه السلام، فاطمه دختر گرامى امام سجاد عليه السلام، فاطمه و سكينه دختران گرامى امام حسين عليه السلام، ام‌كلثوم دختر گرامى حضرت فاطمه سلام الله عليها و حضرت فاطمه سلام الله عليها.

3 ـ روايت ديگر را ابى محمدبن احمد بن على قمى در كتاب "المسلسلات"(10) خويش اين گونه ذكر مى‌نمايد: از محمدبن على بن الحسين از احمد بن زياد بن جعفر از ابوالقاسم جعفر بن محمد علوى عريضى از ابوعبدالله احمدبن محمد بن خليل از على بن محمد بن جعفر اهوازى از بكر بن احنف از فاطمه دختر على بن موسى عليه السلام از فاطمه (معصومه) و زينب و ام‌كلثوم دختران موسى بن جعفر عليه‌السلام از فاطمه و سكينه دختران حسين بن على عليه السلام از ام كلثوم دختر على عليه السلام از فاطمه زهرا سلام الله عليها دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله كه فرمود: از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم كه مى‌فرمود:

وقتى در شب معراج به آسمان برده شدم، داخل بهشت گرديده، قصرى از مرواريد سفيد و درخشان مشاهده كردم. درى داشت كه بر آن پرده‌اى آويزان و با تزيين به مرواريد و ياقوت درخشندگى پيدا كرده بود. چون سرم را بالا بردم، ديدم بر آن در نوشته شده است: "لااله الاالله، محمد رسول الله، على ولى الله" و بر آن پرده: "خوشا، خوشا به مثل شيعه على" آنگاه داخل قصر شدم. در آنجا قصرى از عقيق سرخ بود و درى از نقره داشت كه به وسيله زبرجد سبز درخشان شده بود. بر آن در، پرده‌اى بود. چون سرم را بالا بردم، ديدم بر آن در نوشته شده است: "محمد رسول خداست. على جانشين مصطفى است." و بر آن پرده: "بشارت ده پيروان على را به حلال زادگى." آنگاه داخل قصر شدم. در آنجا قصرى از زمرد سبز بود. زيباتر از آن مشاهده نكرده بودم. درى از ياقوت سرخ داشت كه با تزيين به مرواريد رخشان شده بود. بر آن در پرده‌اى قرار داشت. وقتى سرم را بالا بردم، ديدم بر آن پرده نوشته شده است: "پيروان على، رستگارانند."

به دوستم جبرئيل گفتم: اين قصر از آن كيست؟

گفت: محمد! از آنِ پسرعمو و جانشين تو على ابن ابى طالب است. در روز قيامت همه مردم برهنه پا و عريان محشور مى‌شوند مگر شيعيان على. و همگى به نام‌هاى مادرانشان فراخوانده مى‌شوند مگر پيروان على كه به نام‌هاى پدرانشان خوانده مى‌شوند.

به دوستم جبرئيل گفتم: اين براى چيست؟

گفت: زيرا آنان على را دوست داشتند، حلال زاده‌اند.(11)

4 ـ در روايت سوم از كتاب "امالى" از احمد بن حسين از حسن بن على سكرى از محمد بن زكرياى جوهرى از عباس بن بكار از حسن بن يزيد از فاطمه (معصومه) دختر موسى بن جعفر عليه السلام از عمر بن على بن الحسين از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام از اسماء دختر عميس از صفيه دختر عبدالمطلب آمده است:

"وقتى حسين عليه السلام از مادرش متولد شد، پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: عمه! فرزندم را نزدم بياور.

من عرض كردم: اى رسول خدا! او را پس از ولادت پاكيزه نكرده‌ايم. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: عمه! تو مى‌خواهى او را پاكيزه كنى؟! خداوند تبارك و تعالى او را پاكيزه و از آلودگى‌ها منزه كرده است." (12)

5 ـ حديث ديگر را محمد غمارى شافعى در كتاب خويش بدين طريق نقل كرده است:

از فاطمه دختر حسين رضوى از فاطمه دختر محمد رضوى از فاطمه دختر ابراهيم رضوى از فاطمه دختر حسن رضوى از فاطمه دختر محمد موسوى از فاطمه دختر عبدالله علوى از فاطمه دختر حسن حسينى از فاطمه دختر ابى هاشم حسينى از فاطمه دختر محمدبن احمدبن موسى مبرقع از فاطمه دختر احمدبن موسى مبرقع از فاطمه دختر موسى مبرقع از فاطمه دختر امام رضا عليه السلام از فاطمه دختر امام موسى بن جعفر عليه السلام از فاطمه دختر امام صادق عليه السلام از فاطمه دختر امام باقر عليه السلام از فاطمه دختر امام سجاد عليه السلام از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام از زينب دختر اميرمومنان عليه السلام از فاطمه سلام الله عليها دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله.

در اين روايت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها به نقل از رسول خدا صلي الله عليه و آله مى‌فرمايد: "آگاه باشيد، هر كس با دوستى آل محمد بميرد، شهيد مرده است!"

روايت مزبور به حديث "فاطميات" مشهور است. چون جز دو تن از كسانى كه در سلسله آن وجود دارند، بقيه "فاطمه" نام دارند.(13)

پى‌نوشت‌ها:

1 ـ الفصول المهمه، ص 240.

2 ـ كشف الغمه، ج 3، ص 30.

3 ـ توجه به اين مطلب كه اخلاص در اعمال در طى يك دوره چهل روزه باعث جارى گشتن چشمه‌هاى حكمت از قلب بر زبان مى شود، اذعان و اعتراف به حقيقت فوق را سهل مى‌نمايد. چون حضرت معصومه سلام الله عليها نه تنها چهل روز كه در تمامى عمر شريفش مخلصانه عمل مى‌كرد.

4 ـ كشف اللئالى تاكنون به چاپ نرسيده و به صورت مخطوط در كتابخانه شوشترى‌هاى نجف اشرف وجود دارد. مرحوم ميرجهانى نسخه‌اى از اين كتاب را در كتابخانه شيخ محمدسماوى ديده است. (مهدى پور، كريمه اهل بيت، متن و پاورقى ص 62.)

5 ـ كريمه اهل‌بيت، ص 64 و 63. (با تصرف)

6 - فاطمه بنت الامام موسى بن جعفر، ص 58 و 57 و اعلام النساء، ص 577.

7 ـ در كتاب اسنى المطالب پاره‌اى از رواياتى كه در شان و منزلت اميرمومنان عليه السلام وارده گشته، گردآورى شده است. در اين كتاب تنها احاديثى ذكر شده كه در مصادر و كتب معروف و با سندهاى قوى و محكم بيان گرديده است. (امينى، مقدمه اسنى المطالب، ص 32).

8 ـ ص 51 ـ 49. اين كتاب توسط محمدهادى امينى تحقيق شده است. نيز بنگريد به الغدير، ج 1، ص 197.

9 ـ احقاق الحق، ج 6، ص 282، به نقل از مسند فاطمه معصومه، ص 61.

10 ـ ص 108. اين كتاب در ضمن مجموعه‌اى از آثار مولف در يك مجلد به سال 1369 ه" . در تهران به چاپ رسيده است.

11 ـ بحارالانوار، ج 65، ص 77 و 76، فاطمه بنت الامام موسى بن جعفر، ص 60 و 59.

12 ـ فاطمه بنت الامام موسى بن جعفر، ص 61.

13 ـ رازى، محمد شريف، گنجينه دانشمندان، ج 1، ص 17 و 16.

مريم کيانی بيدگلی

سه‌شنبه ۳ مهر ،۱۳۸٦


 

 

زيارت بانوي مکرم اسلام حضرت فاطمه معصومه(س)

 


 

ولادت

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار،  از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و  تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.

 

سرچشمه دانش

 حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند.

ابن صباغ ملکي در اين باره مي گويد: «هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد».بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم(ع) حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والا مقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است. 

 

مظهر فضايل

 حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را  به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي امير مومنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.»

 

 

مقام علمي حضرت معصومه (س)

 حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از  شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س)که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س)جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش .

 

   

فضيلت زيارت

 دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نو ميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي  شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند ، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست».

 

برگزيدن شهر قم

 پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد  چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت  به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: «بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش  مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بد ين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است.

 

غروب غمگين

 حضرت فاطمه(س) پس از  ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري.

 

زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات

 درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام  هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: «اي سعد! از ما در نزد شما قبري است». سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق  او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»

پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: «هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد».  و در حديث ديگري آمده است: «زيارت او، هم سنگ بهشت است».

 

زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)

 يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان  (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع  آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين، نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است.  باشد که شيعان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت(س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.

 

امام رضا (ع) و لقب «معصومه»

 حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي(ع) در اين باره مي گويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: «هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است».

 

کريمه اهل بيت

 حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب «کريمه اهل بيت» ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم  آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي-که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.

 

القاب حضرت معصومه (س)

 به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه(س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)،  حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

 

شفاعت حضرت معصومه (س)

 بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به «مقام محمود» تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام ، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، با کلک تقدير نقش بسته بود. اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند».

 

سرّ قداست  قم

 در  احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: «بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س) ،مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.  

 

محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم

 مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت  شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که  هستيد؟   مي فرمايد: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد.

  

سرآمد بانوان

 فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش ، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي،  فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس  قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها،سيده جليله معظمه ، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است.

 

   

فضيلت بي نظير 

 شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند:  «در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا(ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست».  بي گمان اين گونه اظهارنظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و    روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.

 

 

بوي وصال

 بي شک اهل بيت پيامبر (ص) چهره هاي پرفروغي به جهانيان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان    فضايل  مي درخشد. درخشان ترين ستاره در ميان بانوان هفتمين منظومه ولايت، فاطمه فرزند پاکيزه موسي بن جعفر (ع) است؛ بانويي که سالهاست تشنگان معرفت از حريمش،زلال ايمان مي نوشند و عارفان با گذر بر زندگي فرزانه اش و درک    لحظه هاي آسماني شدنش، درهاي عروج را به روي خود مي گشايند و بوي وصال را در گستره زمين منتشر مي سازند. اينک غروب غم انگيز اين سيده جليله، بر همه دوستداران اهل بيت تسليت باد و دست هاي نيازمند ما، در روز محشر از دامان محبت و گذشت فاطمه معصومه (س) کوتاه مباد!

 

 

به جان پاک تو اي دختر امام، سلام                                     به هر زمان و مکان و به هر مقام، سلام   

تويي که شاه خراسان بود برادر تو                                  برآن مقام رفيع و بر اين مقام،سلام  

به هر عدد که تکلم شود به ليل و نهار                                    هزار بار فزون تر زِ هر کلام، سلام

ز صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبح                                   بر آستانه قدست علي الدوام ، سلام

در آسمان ولايت، مه تمامي تو                                             ز پاي تابه سرت اي مه تمام، سلام

به پيشگاه تو اي خواهرشه کونين                                ز فرد فرد خلايق، به صبح و شام سلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويد                                    به جان پاک تو اي دختر امام، سلام

 

 

 

پي نوشتها :

 با اقتباس از "بانوي شفاعت "،به نگارش  عبدالطيف نظري

 

برا ي اطلاعات بيشتر به سايت www.masoumeh.com     مراجعه فرماييد. 

مريم کيانی بيدگلی

سه‌شنبه ۳ مهر ،۱۳۸٦


 
این وبلاگ متعلق به مريم کيانی بيدگلی می باشد
مريم کيانی بيدگلی
 
     
 

امروز

 

 

:سخنی از آن حضرت

 

حضرت معصومه عليها السلام وقتى در ساوه مريض شد به همراهانش فرمود:((مرا به قم ببريد زيرا از پدرم شنيدم كه فرمود: ((قم مركز شيعيان مامى باشد.))(وديعه آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم, نوشته آقاى انصارى, ص 12 (به نقل از:درياى سخن, سقازاده تبريزى)

خبرگزاری قرآنی ايران
FLASH احادیث روز

کانون وبلاگ نویسان مذهبی

j20.gif

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان

شبکه قرآن
پارس قرآن
رادیو قرآن

قرآن شناسی

شبکه قرآن
شبکه قرآن کریم
مجلس شوراي اسلامي
قوه قضائيه

صفحه اصلی

آرشيو

تماس با من

گفتگو با من

پايگاههاي ويژه اهل بيت

* آل البيـــت (ع) 14
 چهارده مـعصوم عليهـم السلام
* امام علي (ع)1
* حضرت فاطمه (س)1
* امام حسـن (ع)2
* امام حسين (ع)3
* امام كاظـــم (ع)7
* امام صـادق (ع)6
* امام رضـــــا (ع)8
* امام جـــواد (ع)9
* امام هـادي (ع)10

  پايگاههاي ويژه امام عصر
www. KhorshideMakkeh.Com

www. Hazratesaheb.Com

www. ImamAlmahdi.Com

www. ImamMahdi-s.Com

www. HazratMahdi.Com

www. EmamMahdi.Com

www. ImamMehdi.Org

www. Ejlasmahdi.Com

www. Baqiatollah.Org

www. ZohoorTV.Com

www. Jamkaran.Info

www. Almawood.Net

www. Montazar.Net

www. Al-Mahdi.Org

www. Mouood.Org

www. Alqaem.Net

www. Monjee.Org

 حاج منصور ارضی
ای طوطیای دیده ی من، خاک پای تو
 حاج سعید حدادیان
مانند زهرا، محنت کشیدم
 حمید علیمی
بی بی معصومه (س)
 حاج محمد رضا طاهری
جان این ماتم زده، آمده بر لب خدا (کریمی)
 حاج محمود کریمی
یا حضرت معصومه (س)
 احمد نیکبختیان
ساقی ساقی پیاله ای زمی بده به جمع می نوشان

 

 
 

حضرت معصومه (س) | زيارت | كرامات معصوميه (س) | متون ادبى | ستارگان حرم | تاريخچه ابنيه حرم | آشنايى با شهر قم | توليت آستانه مقدسه | موزه آستانه مقدسه
معرفى دواير آستانه | موقوفات آستانه | نشريات | فيلم | صوت | گنجينه تصوير | اطلاعات عمومى | بر منبر حرم |
گوناگون